جوجه اردک های زشت در سازمان

داستان جوجه اردک زشت را کمتر کسی است که نشنیده باشد، حکایت جوجه اردکی است در میان اردک های دیگر که چون زشت تر به نظر میرسد، به وی توجه نمی شود تا این که با گذشت زمان و رشد وی، تبدیل به قوی زیبایی می شود که همه را انگشت به دهان می کند. 
مشابه این داستان در محیط کار هم وجود دارد، گاهی اوقات کارکنانی وجود دارند که به دلیل عدم شناخت توانایی ها و شایستگی هایشان، نسبت به رشد آن ها غفلت شده است و وقتی که به آن ها مجال رشد داده می شود، خود را تبدیل به قوی زیبایی می کنند که در سازمان نقش های ویژه ای ایفا می کنند. شاید همه کارکنان جوجه اردک زشت نباشند و توانایی های آنان در حد سایرین (مانند بقیه اردک ها) باشد، اما وظیفه مدیران کشف این جوجه اردک های زشت در سازمان است که چه بسا به دلیل بی توجهی مدیران قبلی یا سایر مشکلات در گوشه ای از سازمان افتاده اند و کارهای خرد و ریز انجام می دهند و کسی به توسعه و رشد آن ها اهمیتی نمی دهد. کشف این  افراد کارایی آنان را بیشتر خواهد کرد و تعلق سازمانی و انگیزه های آنان را بهتر انجام دادن کار افزایش خواهد داد. 
کشف و شکوفا کردن این جوجه ها اردک ها، کار ساده ای نیست و نیازمند ریسک کردن است. کشف این استعدادها در سازمان می تواند موجب ارزش افرینی فراوان شود و برخی از ابزارها هم می تواند در این راستا مورد استفاده قرار گیرد، مانند آزمون های رفتاری، تفویض اختیار، کانون های ارزیابی و استخدام های داخلی. 
/ 4 نظر / 68 بازدید
افشین

سلام شخصاً شاید ده جوجه اردک زشت دیده ام - در ده سال گذشته- که به قوی زیبا بدل شده اند. چند نفری شان در آستانه اخراج بودند و به قول معروف روی صندلی در اختیار کارگزینی جلوس کرده بودند. اما همین چیزی که گفتید در مورد آنها رخ داد؛ اما الله بختگی! سازمان های برتر برای درک توان نهفته افراد رویکرد دارند و کشف استعداد یکی از جذاب ترین تفریح های آنها محسوب می شود!

جواد

سلام مدتی بود به فکرت بودم که بیام و سری بهت بزنم که امروز فرصتش جور شد. با این نظرت موافقم و تعبیر جالبیه. به خانومت سلام برسون جواد

وفا

چه تمثيل قشنگي. من را ياد داستان روباه و خارپشت انداخت كه آن هم تمثيل زيبائي است كه البته موضوع يك تز تحصيلات عالي هم بوده است. به نظرم همانطور كه شما هم اشاره كرده ايد، فرق سازمانهاي بالنده و منفعل آن است كه در اولي ميگردند و اين جوجه هاي زشت را مي يابند و كمك ميكنند كه زودتر قويي زيبا شوند، اما در سازمانهاي منفعل، اول ميكوشند كه اينها ديده نشوند، و اگر هم ديده شوند،‌تصادفي است. اين در حاليست كه يافتن اينها خيلي هم سخت نيست. سربلند باشيد

بهروز

مطلب جالبی بود.کارکنانی که در میان ناباوری هایی که به آنان وجود دارد دوام می آورند و به دنبال فرصتی برای اثبات خود هستند نمونه ای از این تشبیه می باشند و به نظر من اینان چنان پرورش می آیند که هموراه در پی اثبات خود خواهند بود. موفق باشید.