استرس های خارج از سازمان

اول:
مطالعات منابع انسانی و مدیریت در مورد انگیزش کارکنان و تئوری های مرتبط با آن مانند هرزبرگ و انتظار و ... با یک فرض بسط داده شده اند و این که متغیرهای محیطی و پیرامونی سازمان تاثیری بر انگیزش کارکنان نداشته باشد و یا مستقل فرض شده اند.

دوم:
این روزها که قیمت ارز بالا و بالاتر می رود، فضای فکری جامعه به هم ریخته و آشفته است و هر لحظه کارکنان سازمان ها با این شوک مواجه می شوند که چقدر فقیرتر شدند یا اگر از چند ماه یا چند روز پیش ارز خریده بودند، چه فرصت هایی برای پول دارشدن داشتند یا این که حتی اگر نخود و لوبیا خریده بودند، می توانستند پول دارتر شوند و ...

سوم:
این فضای فکری و محیط پیرامونی، قطعا روحیه و انگیزه کارکنان را تحت تاثیر قرار می دهد. این ها را می توان استرس های بیرونی نامید که از خارج از سازمان تحمیل می شود و از دست مدیران هم کاری ساخته نیست. چه بسا خیلی از کارکنان یا مدیران یا رهبران سازمان ها و حتی کارآفرینان انگیزه و رغبت کمتری برای کار کردن پیدا می کنند یا عده ای به فکر مهاجرت می افتند، یا اگر مردد هستند با این شوک ها مصمم تر می شوند. در این فضا می توان گفت که شرکت هایی که بیشتر دانش محور هستند و از وجود کارشناسان و متخصصان استفاده می کنند بیشتر آسیب می بینند. چون کسب و کار این شرکت ها بر مبنای ارزش افزوده فکری کارکنان شکل گرفته است و وقتی فکر خراب باشد، دیگر صحبت از مسائل و دغدغه های روزمره سازمانی، محلی از اعراب پیدا نمی کند.
چند سال که یکی از این بحران ها پیش آمده و هر ساعت خبر جدیدی از گرانی می رسید، ما در جلسه ای نشسته بودیم و در مورد تغییر یک فرآیند بحث جنجالی می کردیم و در همان حال، با خودم فکر می کردم که چه بحث احمقانه ای داریم می کنیم. در صرافی ها هر ساعت ها یک عده دارند با خرید و فروش پول دارتر می شوند و ما این جا نشسته ایم، بحث های دکارتی می کنیم.

چهارم:
سوال مهم این است که در این فضا چه باید کرد و مدیران چگونه باید کارکنان خود را مدیریت کنند تا این افت انگیزه، کمتر در بهره وری کارکنان اثر بگذارد؟ پاسخ به این سوال اصلا راحت نیست. کیس ها و مطالعات انجام شده در خارج از ایران، در این مسائل حرفی برای گفتن ندارند. ضمن این که ما در ایران عادت داریم هر چند سال یک بار، با این بحران ها مواجه شویم.
چند سال پیش که بحران مسکن پیش آمده بود و هر روز قیمت ها بالاتر می رفت، یکی از اساتید به نام مدیریت پیشنهاد می کرد که بیایید یک گروه بی خانه ها درست کنیم و راجع به مشکلات خانه نداشتن حرف بزنیم و این تجزیه و تحلیل های ذهنی که هر لحظه در درون کارکنان آشفتگی ایجاد می کند را بیرون بریزیم، تا استرس ناشی از مشکلات پیرامونی قدری دفع شود و همه بدانیم که با هم یک مشکل داریم و مشکل فقط برای یک نفر نیست. با حرف زدن ها و گفتگوی ما، مشکلات کم نمی شود، اما عوارض درونی برای خودمان حداقل کمتر می شود. شاید حرف زدن و جوک گفتن و خندیدن های هیستریک تنها راه حل ممکن باشد.

پنجم:
تنها سرمایه ما امید است ....


/ 4 نظر / 30 بازدید
وفا

جناب آقاي كريمي اين موضوع اين روزها خيلي داغ است و سازمانها تحت تنش عجيبي هستند. بعضي ها بر اساس قيمت ارز دز 3 ماه پيش، كاري گرفته اند و امروز حيرانند كه چه كنند. فرمايشات شما در مورد اثرات محيطي هم كاملاً علمي و صحيح است. اما جسارتاً فكر ميكنم در بعضي روشها هم اثرات محيط ديده ميشود، هم ملاحظات محيط گفته ميشود كه در چه محيطي چه كسي چه رفتاري خواهد داشت. مديران ميتوانند در اين مواقع از اين اطلاعات استفاده كنند. در مورد آرام كردن همكاران هم نكته اي دارم. مگر نه اينكه ما كه در سازماني گردآمده ايم، آمده ايم كه بمانيم و بهتر شويم؟ ميتوان اينطور انديشيد كه شرايط هر چه باشد ما محكوم به ماندنيم، پس بايد بهتر باشيم. اما اين حرف را نميشود يك شبه در گوش همكاران كرد. به نظرم يك كار دائمي در سازمان لازم است. نميشود فرزندمان را رها كنيم هر كاري دلش خواست بكند، بعد ظرف 2 ماه كاري كند كه مثلاً در فلان دانشگاه قبول شود. بايد از ريشه ساخت و سازمان را مستحكم تر نمود. كاري كه كمتر ميشود. سربلند باشيد.

افشین دبیری

فقط در سازمانی که فرد احساس قوی هم هدفی را داشته باشد، از تلاطم محیطی کمتر صدمه خواهد دید. منظورم بیشتر بعد روانی است. ولی وقتی شما در منفعت و ضرر سازمان هرگز دیده نشدی و مدیریت هم گامی برای هم افزایی و هم ذهنی برنداشته است، قطعاً احساس باخت خواهی کرد. روزگار بدی را تجربه می کنیم و کورسوی امید هر روز ضعیف تر و ضعیف تر می شود :(

ایوب

جناب کریمی؛ موضوع درست و پرچالشی را عنوان داشتید. این روزها بیشتر جستجوی کارکنان حول پایش نرخ ارز و اثرات روانی مخرب آن در محیط‌های کاری است و این وضعیت خیلی از فعالیت‌ها و کارکردهای منابع انسانی را دستخوش تغییر ساخته است و به قول جناب دبیری کورسوهای امید در این وادی روز به روز رنگ می‌بازد. ضمناً با اجازه شما لینک شما را در وبلاگم قرار دادم تا مخاطبان آن از مطالب ارزشمند شما بی‌بهره نمانند. پاینده باشید.

الهام

با چهارم کاملا مخالفم. شاید نگفتن آدم رو استرسی کنه. اما این گفتن هایی که جدیدا توی پلاس و فیس بوک کم نیست، فقط تنش جو رو بالاتر می بره. در حالیکه توی همین شرایط وحشتناک هم، اگر آدم درست و دقیق کار می کنه می تونه چند برابر صرافی هایی که ساعتی سود می کنند سود کنه. هنوز توی این کشور پول هایی هست که باید خم شویم و برداریم.