جامعه خود را بهتر بشناسیم

چندی پیش نتایج سرشماری سال 1390 توسط مرکز آمار ایران در مورد ویژگی های جمعیت شناختی ایران منتشر شد که مرور نتایج آن نکات جالبی را نشان می دهد و کمک می کند تا جامعه مخاطب و اطراف خود را بهتر بشناسیم و برخی از پدیده ها را بهتر تحلیل و ارزیابی کنیم. 

بر اساس این آمار، از جمعیت ٧۵ میلیونی ایران، بیش از 9 میلیون نفر و 700 هزار نفر در ایران، بی سواد مطلق هستند و حدود  ده میلیون نفر نیز کم سواد هستند. در مجموع حدود ٣۶ درصد از جمعیت ایران، بی سواد یا کم سواد هستند. در یک نگاه دسته بندی جمعیت بالای 18 سال ایران از نظر سطح تحصیلات به صورت زیر است:

  • بی سواد: 18 درصد
  • ابتدایی: 18 درصد
  • راهنمایی: 17 درصد
  • متوسطه: 25 درصد
  • تحصیلات دانشگاهی: 19 درصد
  • سایر موارد: 3 درصد

 (منبع اطلاعات: مرکز آمار ایران)

 در مورد این آمار با دوستان زیادی صحبت کردم و برداشت ذهنی آن ها را در مورد ترکیب جمعیت سوال کردم، تقریبا هیچ کس از طرف های گفتگو، داده درستی نداشت و تفکر غالب این بود که تعداد تحصیل کرده ها بسیار بیش از باید باشد.

جالب است که در طی سال های گذشته که رشد زیادی در حوزه تحصیلات عالی در کشور انجام شده است، فقط 19 درصد جمعیت کشور وارد دانشگاه شده اند، فارغ از این که این مقدار چقدر خوب یا بد است، این آمار نشان می دهد از هر 5 نفر یک نفر تحصیلات دانشگاهی دارد و خیلی وقت ها، یک فرد با تحصیلات دانشگاهی وقتی با سایرین افراد مواجه می شود، با احتمال 80 درصد فرد مقابل او، از نظر مدل فکری و روش های حل مساله با او در یک سطح نیست و ریشه های تعارض از همین نقطه می تواند آغاز شود و مشکلات بعدی شروع گردد.


از منظر دیگر با استناد به این آمار، شاید بتوان صورت مساله های دیگر را نیز بهتر درک و توجیه کرد که چرا وضعیت رانندگی، فروشندگی، کار و غیره در جامعه به این صورت است و چرا عده ای هم هستند که با مشاهده این موارد، رنج فراوان می برند. در این بین، کسانی موفق تر هستند که بهتر می توانند مخاطب خود را بشناسند، و کالا و خدمات خود را بر اساس مخاطب عام خود عرضه کنند. خیلی وقت ها دیدن تبلیغات محصولات مختلف مانند چیپس و شامپو و رب و برنج برای ما ممکن است بی محتوا و بی خاصیت باشد، اما شاید کسی که این آگهی های تبلیغاتی را تنظیم کرده است، مخاطب خود را بهتر می شناسد و بازار خود را به جای تمرکز بر روی افراد تحصیل کرده، بر روی بخش های دیگر بازار که وزن زیادی دارند، قرار داده است. شاید این طور بتوانیم دلیل پرفروش شدن یک سری از فیلم ها را بهتر درک کنیم.

/ 7 نظر / 73 بازدید
امیرحافظ

سلام ،مطالب زیبای وب شما همواره نشانگر حقیقت جامعه ماست و بدون اغراق می گویم که همیشه برای بنده آموزنده بوده است. ممنون که مینویسید.

مجید آواژ

به نکته خوبی اشاره کردید. اجازه دهید در تکمیل نوشته شما به دو نکته اشاره کنم. اول این که از همان جامعه دانشگاه رفته هم درصد کم تری دانشگاهی محسوب می شوند. چرا که دانشگاه که باید رویکرد پرورشی و آموزشی داشته باشد و در بسیاری از به اصطلاح دانشگاه ها روی کرد پرورشی یا وجود ندارد و یا دارای کارکردهای عکس می باشد. دومین نکته ای که البته در نوشته شما هم به نحوی مستتر بود این است که قشر دانشگاهی به طور کلی خود را از سایر جامعه جدا می کند و این باعث مشکلات زیادی می شود.

وفا

سلام اين واقعيات آماري بايد بسيار مورد توجه قرار گيرند. مثلاً در تحقيقات، پرسشنامه اي مورد استفاده قرار ميگيرد كه در آن سطح سواد و درك مخاطبين مورد توجه قرار نگرفته است و گاهي ديده ام كه افراد معاني لغاتي را نميدانند، البته دانشگاه رفته ها هم نميدانسته اند، كه آن مربوط به درد ديگري است. خلاصه ضمن تشكر از توجه به اين موضوع، فكر ميكنم دامنه و ابعاد اين مسئله خيلي وسيع است و حتما هم در برنامه ريزي، هم در تحقيق بايد به آن توجه شود. سربلند باشيد

بابک

شهرام عزیز تحلیل شما، جالب بود. براساس آمار ارائه شده، بسیاری از آسیبهای اجتماعی که در حال حاضر با آن مواجه هستیم بطور واقعی توجیه پذیر دارد. 1- خیلی ها بیرون ریختن زباله از ماشین و یا در طبیعت را کار زشتی نمی دانند.(چون آموزش ندیده اند) 2- رفتارهای دیگر ما مثل فرهنگ ترافیک، حق تقدم و ... ناشی از همين آموزش ندیدن است. سوال کلیدی که پیش می آید با این وضعیت با مازاد ظرفیت آموزشی در کشور دارد و این خود بروز نوعی تعرض است. شهرام عزیز نظر شما چیست؟ از مطالب تان بهره می برم. شاد باشید.

افشین

سلام هرچند این حس را نسبت به جامعه فشل خودمان داشتم، ولی فکر نمی کردم فکت های داخلی آن را تأیید کند. همین است! هرچی می خواهم بنویسم بطور خودکار سانسور می شود! راستی، اون 19درصد قشر آگاه و بادانش هم خودش قابل بحث است. اگر مقوله نگرش و طرزتلفی را در مورد ایشان بررسی کنیم ماجرا پیچیده تر می شود. زنده باشید

ایوب

درود جناب کریمی نکات تکان دهنده ای بود که با باور عمومی نسبت به اطلاعات جامعه، هر چند در تضاد است ولی مصادیق آن کاملا مشهود است. بخصوص در شرایط ناهمگون اقتصادی که رفتارهای فرهنگی غالب بواسطه ترکیب جمعیتی این آمار، از کسانی سر می زند که فجایع فرهنگی به بار می آورند و زمینه ساز تسهیل بی تفاوتی و یا خودسانسوری قشر دیگر می شوند. پاینده باشید.

میلاد

سلام ممنون کار جالبی بود ولی فکر کنم آمار اشکال داره: بی سواد 14 ابتدایی 22 راهنمایی 18 متوسطه 25 دانشگاهی 16 (با احتساب پیش دانشگاهی) اما سوای این مطلب، یاید دید که این آمار در کشورهای دیگر در چه وضعتی است. در منبع بانک جهانی و گپ مایندر به جز سوریه ،تونس و یمن در ناحیه خاورمیانه و شمال آفریقا مابقی در رتبه بهتری قراردارند (صرفا منظور آمار بیسوادان هست نه کم سوادان) ولی آمار ایران درمورد باسوادی برای جمعبت جوان (15 تا 24 سال) در 2008 بسیار مطلوب است ولی نتوانستم این آمار را در سرشماری اخیر پیدا کنم. من اجازه می خواهم بگویم که قبل از هر اظهار نظری باید آمار را جدی و با شاخص های مشابه مقایسه کرد بعد می توانیم تاسف بخوریم و یا شاد شویم. گرچه نکته ای که دوستان درباره کیفیت آموزشی مطرح کرده اند کاملا محل تامل دارد.