مصائب کار در حوزه منابع انسانی- روایت شخصی- 2

یکی از مدیران شرکت به سراغم آمد که یکی از مدیرکل های وزارت ... زنگ زده و گفته به خواسته یکی از داوطلبان استخدام توجه نشده و بدون هر گونه مصاحبه یا آزمونی ایشان رد شده است و الان همان داوطلب استخدام در درب ورودی شرکت منتظر ورود است تا کارش بررسی شود. داوطلب استخدام آمد و نامش را پرسیدم. در سوابق بررسی کردم و دیدم که دو بار مصاحبه شده است و هر دو بار مردود شده است و حالا شاکی است که چرا پذیرفته نشده است. در این مدت دانسته ام که استدلال منطقی برای توجیه کردن این افراد محلی از اعراب ندارد بنابراین دو استدلال دم دستی دارم که برایشان باید بگویم. اول: اگر رشته تحصیلی فرد یا سابقه کاری فردی متفاوت با نیازهای سازمان باشد، استدلال می کنم که عدم پذیرش شما اصلا به معنی رد شایستگی های شما نیست بلکه به این معنی است که ما مثلا متخصص قلب نیاز داریم و شما متخصص مغز هستید و الان متاسفانه نمی توانیم شما را استخدام کنیم. دوم: اگر رشته فرد یا تجربه اش مرتبط باشد اما در مصاحبه های استخدامی پذیرفته نشده باشد، توضیح می دهم که شرایط مانند کنکور است. تعداد زیادی داوطلب استخدام هستند مثلا 100 نفر و از بین آن ها ما ناچاریم که از بین آن ها بر اساس شایسته سالاری دو نفر را انتخاب کنیم.

خلاصه برای این داوطلب استخدام هر دو استدلال را ارائه کردم، گفت من دلایل رد خودم را می خواهم چون دانشگاه و مدرک تحصیلی من خوب هستند (لیسانس دانشگاه آزاد فسا، فوق لیسانس دانشگاه آزاد فسا)، نمی دانستم چه بگویم و باز هم استدلال کردم، در نهایت رفت. نیم ساعت بعد همان مدیر مجددا به سراغم آمد که دوباره از وزارت ... تماس گرفته اند که ایشان قانع نشده و انتظار دارد دلایل عدم پذیرش به وی اعلام شود! در عین حال انتظار دارند که این داوطلب حتما استخدام شود و قرار گذاشته اند که فردا مجددا مراجعه کند تا دلایل عدم پذیرش را جویا شود و گرنه کارهای بعدی شرکت که مرتبط با آن مدیرکل محترم است پیش نخواهد رفت.

یعنی به طور کلی باید فاتحه شایسته سالاری و این جور حرف ها را خواند!

/ 2 نظر / 67 بازدید
بابای علی

سلام 4-5 سال پیش برای مصاحبه استخدامی توگا خدمت شما رسیدم و مقبول نیفتادم. به هرحال هیچ وقت پیگیر نشدم که چرا در مصاحبه رد شدم. تا یه مدت از اینکه تو توگا پذیرفته نشده بودم دلخور بودم و خیلی هم علاقه مند بودم بیام مپنا. شرایط کاریم هم طوری پیش رفت که سال بعدش هم با وجود قبول در مصاحبه های یکی دیگه از شرکت مپنا شرایطم طوری بود که اینبار من به جمعبندی نرسیدم که برم با گروه مپنا همکاری کنم. چون راهم رو پیدا کرده بودم و الان هم خیلی خوشحالم که اون روز برای کار تو حوزه منابع انسانی پذیرفته نشدم. چون الان می دونم که نه من مناسب کار تو اون حوزه بودم و نه کارمند منظم برای حضور هر روز سر ساعت در مپنا. جالب اینه که با وجود اینکه الان هم مادی و هم معنوی شرایطم خیلی بهتر از اون چیزی هست که اگه تو مپنا بودم،هنوز هم از اینکه تو مصاحبه رد شدم دلخورم. حتی سال بعدش هم اصرارم به قبولی در تمام مراحل استخدامی تا مرحله شروع به کار رو برای خودم یه حس انتقامجوئی از مپنا می دونستم. اینها رو گفتم تا شما که در حوزه منابع انسانی دستی در آتش دارید به نوعی بازخوردی از رفتار متقاضیان استخدامی داشته باشید. موفق باشید

علی حکم آبادی

سلام تجریه مشایهی داشتم از طرف همکاران خود: هنگامی که مسئولیت بررسی متقاضیان استخدام به اینجانب سپرده شد از طرف اغلب همکاران مورد فشار و اصرار قرار گرفتم تا نفرات پیشنهادی آن ها را تایید کنم و تلاش من برای ایجاد فرهنگ شایسته گزینی تلاش سخت و جانکاهی بود که نهایتا دلخوری همکاران را به همراه داشت. چون اشتغال زایی، دلسوزی، مرام های الکی، ضعیف و توسری خور پسندی جزو ملاک های رایج است.