کتاب رهبری منابع انسانی

 

در دنیای منابع انسانی، یکی از بزرگان معاصر این روزها، دیوید اولریش (Dave Ulrich) است که نگاه متفاوتی را در حوزه منابع انسانی مطرح کرده است و رویکرد ارزش آفرینی را جایگزین نگاه سنتی به منابع انسانی کرده است و جایگاه واحد منابع انسانی از یک کارگزینی ساده به یک شریک استراتژیک ارتقا می دهد. خوشبختانه کتاب های ارزشمند وی به لطف دوستان خوب، به فارسی ترجمه شده است و در دسترس علاقه مندان است و آموختن نکات ویژه از منظر ارزش آفرینی، گفتمان جدیدی است که به اهالی منابع انسانی کمک می کند تا نقش پررنگ تر و بزرگ تری در مدیریت سازمان ایفا کنند.

یکی از کتاب های وی، کتاب رهبری منابع انسانی است که حاوی نکات بسیار ارزشمندی در نقش های منابع انسانی است و نکات فراوانی از تجربه شرکت های مختلف در زمینه منابع انسانی ارائه می کند که کاملا عملیاتی است و تئوری های خود را به زیبابی در پوشش این مثال ها طرح می کند. مثلا وقتی سخن از بهبودهای منابع انسانی می گوید، حرف های عجیب و دور از ذهن و طرح های خیالی ارائه نمی کند، بلکه در مورد اتوماسیون اداری و بهبود فرآیندها و ارائه خدمات می کند که امروزه در خیلی از سازمان های ایرانی اجرا می شود و از این رو حرف ها کاملا ملموس است و اجرای آن ها دور از دسترس نیست و چه بسا در سازمان ها از مدت ها قبل به کار گرفته شده است. این مثال ها، خواننده ای را که در این حوزه ها تجربه عملی داشته باشد، به وجد می آورد.

 

در مورد کتاب متاسفانه مطلب چندانی در سایت های فارسی نوشته نشده است و برای گروه های زیر می تواند مفید باشد:

  • مدیران ارشد: برای این که بدانند چرا باید در سازمان واحد منابع انسانی مهم است،
  • مدیران صف: برای این که بدانند چگونه واحد منابع انسانی می تواند به آن ها در پیش برد اهداف سازمانی کمک کند،
  • کارکنان منابع انسانی: برای این که بدانند با چه رویکردی می توانند با سازمان تعامل کنند تا اهمیت آن ها مشخص تر شود،
  • مشاوران: برای این که بدانند در طراحی سازمان و فرآیندهای آن، چگونه باید عمل کنند.
/ 1 نظر / 25 بازدید
افشین

شهرام جان سلام و بسیار ممنون از لطفی که داشتین و دارین. من وقتی به تیراژ این چند کتابی که کار کردم نگاه می کنم و روند فروش اونا رو دنبال می کنم سخت نومید می شم. مخصوصاً وقتی اینو در کنار فروش کتاب پ ن پ که ایمیلش دست همه هم هست می گذارم. البته قیاس درستی نیست، اما به نظرم همین شاخص خوبی از توسعه یافتگی است. کافی است شما یک وبلاگ جفنگ راه بیاندازی تا کامنت ها را نتونی جمع کنی. ولی یه وبلاگ وزین مشتری اش خیلی کمه. جالب اینکه اهل خرد هم حوصله ترویج مفاهیم بخردانه ندارن! خلاصه چه خوش گفت ناصر به وقت سفر! همه چیزمان همه چیزمان را کنند در! ارادت و آرزوی پایندگی برای شما [گل]