درباره نویسنده
صنایع خوانده ام در شریف و مدیریت. علاقه مندی های کاری ام، در حوزه های سازمان و مدیریت با تمرکز بر امور منابع انسانی و مدیریت سازمان است. از سال 78 در این حوزه ها، در صنعت خودرو و برق، این تجربه ها را آموخته ام و این جا در مورد دغدغه ها و آموخته هایم می نویسم.
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • فید وبلاگ
  • کارگاه و دوره آموزشی
  • تماس با من
  • خدمات من
مطالب اخیر
  • چرا کارکنان از سازمان می روند؟
  • چرا کارکنان در سازمان می مانند؟
  • کارکنان فکری سازمان
  • ماموریت منابع انسانی
  • عدد رضایت شغلی
  • عکس مدیرعاملی
  • استرس های خارج از سازمان
  • در باب استعفای کاری
  • تغییر در بازار عرضه نیروی انسانی
  • چالش های تصمیم گیری
کلمات کلیدی مطالب
  • مدیریت (۳٠)
  • تجربه (٢۱)
  • استخدام (۱۱)
  • منابع انسانی (٩)
  • مصاحبه (۸)
  • رفتار سازمانی (٦)
  • مشاوره مدیریت (٦)
  • رضایت شغلی (٥)
  • شغل (٥)
  • رزومه (٥)
  • ارزیابی عملکرد (٤)
  • تحلیل (٤)
  • کتاب (۳)
  • فرهنگ (۳)
  • گفتگو (۳)
  • تخصص (۳)
  • قراردادکاری (٢)
  • استرس (٢)
  • نظام پیشنهادها (٢)
  • مشاهده (٢)
  • گوش دادن (۱)
  • محل کار (۱)
  • پروژه (۱)
  • آموزش (۱)
وبلاگ های مورد علاقه
  • عباس عبدی
  • حامد قدوسی
  • مدیریت منابع انسانی
  • احسان اردستانی
  • گزاره ها
  • روزنوشت بهساد
  • امیر مهرانی
  • رفتار سازمانی و کاربردهای آن در مدیریت
  • مدیر رسانه
  • احمد شریفی
  • مسعود بینش
  • آرشیو وبلاگ
    • عناوین مطالب
    • بهمن ٩٠
    • دی ٩٠
    • آذر ٩٠
    • آبان ٩٠
    • مهر ٩٠
    • شهریور ٩٠
    • امرداد ٩٠
    • تیر ٩٠
    • آذر ۸٩
    • آبان ۸٩
    • مهر ۸٩
    • دی ۸۸
    • آذر ۸۸
    • آبان ۸۸
    • مهر ۸۸
    • شهریور ۸۸
    • امرداد ۸۸
    • خرداد ۸۸
    • اردیبهشت ۸۸
    • فروردین ۸۸
    • اسفند ۸٧
    • بهمن ۸٧
    • دی ۸٧
    • آذر ۸٧
    • آبان ۸٧
    • مهر ۸٧
    • شهریور ۸٧
    • امرداد ۸٧
    • تیر ۸٧
    • خرداد ۸٧
    • اردیبهشت ۸٧
    • فروردین ۸٧
    • اسفند ۸٦
    • بهمن ۸٦
    • دی ۸٦
    • آذر ۸٦
    • آبان ۸٦
    • مهر ۸٦
    • شهریور ۸٦
    • امرداد ۸٦
    • تیر ۸٦
    • خرداد ۸٦
    • اردیبهشت ۸٦
    • فروردین ۸٦
    • اسفند ۸٥
    • بهمن ۸٥
    • دی ۸٥
    • آذر ۸٥
    • آبان ۸٥
    • مهر ۸٥
    • شهریور ۸٥
    • امرداد ۸٥
    • تیر ۸٥
    • خرداد ۸٥
    • اردیبهشت ۸٥
    • فروردین ۸٥
    • اسفند ۸٤
    • بهمن ۸٤
    • دی ۸٤
    • آذر ۸٤
    • آبان ۸٤
    • مهر ۸٤
    • شهریور ۸٤
    • تیر ۸٤
    • خرداد ۸٤
    • اردیبهشت ۸٤
    • فروردین ۸٤
    • اسفند ۸۳
    • بهمن ۸۳
    • دی ۸۳
    • آذر ۸۳
    • آبان ۸۳
    • مهر ۸۳
    • شهریور ۸۳
    • امرداد ۸۳
    • تیر ۸۳
    کدهای اضافی کاربر



يادداشت‌هاي صنايعي
استرس های خارج از سازمان
نویسنده: شهرام کریمی - ۱۳٩٠/۱٠/۱٤

اول:
مطالعات منابع انسانی و مدیریت در مورد انگیزش کارکنان و تئوری های مرتبط با آن مانند هرزبرگ و انتظار و ... با یک فرض بسط داده شده اند و این که متغیرهای محیطی و پیرامونی سازمان تاثیری بر انگیزش کارکنان نداشته باشد و یا مستقل فرض شده اند.

دوم:
این روزها که قیمت ارز بالا و بالاتر می رود، فضای فکری جامعه به هم ریخته و آشفته است و هر لحظه کارکنان سازمان ها با این شوک مواجه می شوند که چقدر فقیرتر شدند یا اگر از چند ماه یا چند روز پیش ارز خریده بودند، چه فرصت هایی برای پول دارشدن داشتند یا این که حتی اگر نخود و لوبیا خریده بودند، می توانستند پول دارتر شوند و ...

سوم:
این فضای فکری و محیط پیرامونی، قطعا روحیه و انگیزه کارکنان را تحت تاثیر قرار می دهد. این ها را می توان استرس های بیرونی نامید که از خارج از سازمان تحمیل می شود و از دست مدیران هم کاری ساخته نیست. چه بسا خیلی از کارکنان یا مدیران یا رهبران سازمان ها و حتی کارآفرینان انگیزه و رغبت کمتری برای کار کردن پیدا می کنند یا عده ای به فکر مهاجرت می افتند، یا اگر مردد هستند با این شوک ها مصمم تر می شوند. در این فضا می توان گفت که شرکت هایی که بیشتر دانش محور هستند و از وجود کارشناسان و متخصصان استفاده می کنند بیشتر آسیب می بینند. چون کسب و کار این شرکت ها بر مبنای ارزش افزوده فکری کارکنان شکل گرفته است و وقتی فکر خراب باشد، دیگر صحبت از مسائل و دغدغه های روزمره سازمانی، محلی از اعراب پیدا نمی کند.
چند سال که یکی از این بحران ها پیش آمده و هر ساعت خبر جدیدی از گرانی می رسید، ما در جلسه ای نشسته بودیم و در مورد تغییر یک فرآیند بحث جنجالی می کردیم و در همان حال، با خودم فکر می کردم که چه بحث احمقانه ای داریم می کنیم. در صرافی ها هر ساعت ها یک عده دارند با خرید و فروش پول دارتر می شوند و ما این جا نشسته ایم، بحث های دکارتی می کنیم.

چهارم:
سوال مهم این است که در این فضا چه باید کرد و مدیران چگونه باید کارکنان خود را مدیریت کنند تا این افت انگیزه، کمتر در بهره وری کارکنان اثر بگذارد؟ پاسخ به این سوال اصلا راحت نیست. کیس ها و مطالعات انجام شده در خارج از ایران، در این مسائل حرفی برای گفتن ندارند. ضمن این که ما در ایران عادت داریم هر چند سال یک بار، با این بحران ها مواجه شویم.
چند سال پیش که بحران مسکن پیش آمده بود و هر روز قیمت ها بالاتر می رفت، یکی از اساتید به نام مدیریت پیشنهاد می کرد که بیایید یک گروه بی خانه ها درست کنیم و راجع به مشکلات خانه نداشتن حرف بزنیم و این تجزیه و تحلیل های ذهنی که هر لحظه در درون کارکنان آشفتگی ایجاد می کند را بیرون بریزیم، تا استرس ناشی از مشکلات پیرامونی قدری دفع شود و همه بدانیم که با هم یک مشکل داریم و مشکل فقط برای یک نفر نیست. با حرف زدن ها و گفتگوی ما، مشکلات کم نمی شود، اما عوارض درونی برای خودمان حداقل کمتر می شود. شاید حرف زدن و جوک گفتن و خندیدن های هیستریک تنها راه حل ممکن باشد.

پنجم:
تنها سرمایه ما امید است ....


دیدگاه شما



استرسی که تحمل می کنیم
نویسنده: شهرام کریمی - ۱۳٩٠/٧/٦

چند سال پیش در یک دوره آموزشی بودم و یکی از تست هایی که در کلاس مرور کردیم، تست شخصیت از نوع تیپ A و تیپ B بود. گذشته از محتوای آن، این آزموه علاوه بر نوع شخصیت کاری، شاخصی برای سنجش استرس ارائه می داد. من به خیال خودم فرد کم استرسی بودم و با شاخص های خودم مانند میزان شوخی و خنده و گفتگو و رفتارهای کنترل شده، به خیال خودم توانسته بودم این استرس را از خودم دور کنم. منتها نتایج نشان می داد که من سطح بالایی از استرس را هر روز دارم در خودم می ریزم. علتش هم برایم جالب بود.
یکی از سوالات آزمون این بود. "از این که یک روز در محل کار خود حضور نداشته باشم، دچار عذاب وجدان می شوم." و من به هزار و یک دلیل واقعا این احساس را داشتم که از نبودن در محل کارم حس بدی داشته باشم. حتی در مواقعی هم که در مسافرت کاری و غیرکاری در فرسنگ ها دورتر هم بودم، فکرم مشغول کار بود و دنبال کانالی بودم که بتوانم از شرکت خبر بگیرم و اگر نمی توانستم ایمیل های کاری ام را چک کنم، با همکارانم تماس می گرفتم و کارها را پیگیری می کردم. این میزان استرس بالا در سایر همکاران دیگرم هم وجود داشت. یکی تعریف می کرد که به خاطر شوره موی سر به پزشک مراجعه کرده و دکتر گفته تنها دلیلش استرس است. یا یکی دیگر می گفت که بعد از ترک محل کار در منزل، دچار خستگی مفرط می شود و دکتر گفته مشکل همین استرس است.

خلاصه می توانیم کارهای زیادی را در امور روزمره با خودم مرور کنیم که اگر آن ها را انجام ندهیم دچار عذاب وجدان می شویم. مانند دسترسی به اینترنت و چک کردن ایمیل (اگر یک روز آنلاین نباشیم چقدر احساس بدی داریم)، همراه داشتن تلفن همراه، گودر بازی، چک کردن فیس بوک، رسیدن به موقع به جلسه و محل کار، مرخصی گرفتن از مدیر، پرداخت به موقع قسط بانک و .... در ظاهر ممکن است که اصلا به نظر نرسد این ها باعث استرس ما می شوند، اما میزان عذاب وجدانی که در انجام ندادن آن کار احساس می کنیم، متاسفانه معادل همان استرسی است که ناخودآگاه به صورت مداوم بر ما وارد می شود.

دیدگاه شما