برخورد پارادوكسيكال

اگر شما در يك مجموعه مسووليت و زيردست داشته باشيد، مجبور به ارائه برخوردهاي متناقض هستيد. از يك طرف خود منتقد وضع موجود هستيد و هزار و يك انتقاد به آن داريد اما از سوي ديگر زماني كه زيردستان شما همان انتقادها را به سيستم وارد مي‌كنند،‌ مجبور به دفاع از وضع موجود هستيد. بخشي را وارد مي‌دانيد و بخشي را با كلي استدلال رد مي‌كنيد. با اين كار طرف مقال را آرام مي‌كنيد و خودتان هم حافظ منافع سازمان مي‌شود.

اين برخوردها در زندگي ما كم نيستند. بارزترين نمونه آن توقع از ما از خاتمي بود. در يك لحظه بايد نقش اپوزيسون را بازي را مي‌كرد (به عنوان نماينده 20 ميليون راي) و در همان مقطع بايد رييس جمهور و توجيه‌گر وضع موجود مي‌بود. در اين ميان او ترجيح داد حافظ وضع موجود باشد تا يك منتقد. اين كاري است كه همه ما انجام مي‌دهيم اما باز هم اين وسط نمی‌دانيم چه کاره‌ايم.