از سفر بلاد كفر برگشتم. يك دوره آموزشي مديريتي در آلمان داشتيم كه در نوع خود جالب و مفيد بود. نكته‌ها و مشاهدات در مورد اين سفر زياد است كه بايد در فرصتي آن‌ها را بياورم. در اين چند روز در ملاقات با ساير دوستان و همكاران بايد چند سوال جواب دهم:

كجا بودم و دوره چه طور بود؟

سفر چند روزه بود و محتواي دوره چگونه بود؟

خوش گذشت يا نه و كدام شهرها رفتيم؟

چه چيزهايي خريد كردم و چقدر اضافه بار داشتم؟

پاسخ دادن به اين سوالات هم جالب است. در روز اول قدري فكر مي‌كردم و با مكث جواب مي‌دادم ولي حالا ديگر كسي كه اولين سوال را مي‌پرسد خودم ناخواسته بقيه سوالاتش را هم جواب مي‌دهم. داستان همان كل علي و حاج علي!

با آن‌كه اين دوره مديريتي بود و مباحثي مختلفي در آن ارائه شده، اما زماني كه در آلمان بوديم بايد به اين سوال دوستان جواب مي‌دادم كه اين دوره‌ها به چه درد ما مي‌خورد و حال هم كه برگشتيم بايد به سايرين جواب دهم كه اين دوره‌ها به چه درد آن‌هايي مي‌خورد كه در دوره بودند. خلاصه داستاني داريم! همه مدعي هستند كه دوره خيلي براي آن‌ها مناسب بوده و نتوانسته‌اند در آن حاضر باشند. حتی يكی از دوستان يك بار گفت "به جای اين‌كه مرا بفرستند، تو را فرستاده‌اند. واقعا چه شركت مسخره‌ای داريم!"