در ادبيات عمر سازمان، دوره‌اي به نام رشد وجود دارد كه يكي از تهديدهاي اين دوره تله بنيان‌گذار ناميده شده است. در اين انتخابات، هاشمي نيز به عنوان يك بنيان‌گذار سيستم وارد بازي شد، اما از آن‌جا كه نتوانست و يا نخواست فردي را از نسل دوم يا شاگردانش را وارد كارزار كند، خود اسير اين تله خود ساخته شد و در آن گرفتار آمد. وي با آن‌كه توانست رقيب را مدت‌ها سردرگم كند، ولي در روزهاي آخر كه خواست تصميم بگيرد نتوانست اين اختيار را به ديگري تفويض كند و خود به نظاره و هدايت بازي بپردازد و در نهايت نيز باخت.

 

اين مورد نه تنها مربوط به شخص ايشان كه مبتلا به بسياري از سازمان‌هاست. عدم تفويض اختيار و واگذاري كاره به زيردستان به دليل عدم اعتماد و تصميم به پيش بردن كليه امور با اتكا به خود توسط مديران از مشكلات سازمان‌هاست كه به گونه‌اي كه براي آن مدل تصوير شده است.

 

اين مطلب به اين معني نيست كه باخت هاشمي منحصر به اين دليل است، اما مرتبط با آن است.