اين جملات رييس قوه قضائيه  به ياد ماندنی است. از سيستم تحت امر خود به شدت انتقاد می‌كند. گويی می‌خواهد خود را از همه تقصيرها مبری جلوه دهد ولی خود نيز می‌داند با بخش‌نامه و داد و قال اين سيستم قضايی قابل اصلاح نيست. فكر می‌كنيد پس از جلسه چه اتفاقی افتاده است؟ واقعا قاضی‌هايی كه در جلسه بوده‌اند به حرف‌های ايشان ايمان آورده‌اند و تصميم گرفته‌اند از فردا به فكر اصلاح باشند؟

بارها در اين گونه جلسات بوده‌ام كه مدير سازمان سعی كرده داد و بيداد كند تا تحرك لازم را بوجود آورد اما نتيجه‌ای نگرفته است. مشكل در اين نيست كه ما قانون و بخش‌نامه كم داريم، مشكل در مدل ذهنی بوجود آورندگان اين سيستم‌هاست. خواه قاضی باشد، خواه مدير، تفاوتی ندارد. اين بخش‌نامه نيز تفاوتي با ساير سيستم‌هاي مديريتي مانند ايزو و EFQM و ... ندارد. تا اعتقاد و باور به اين موارد وجود نداشته باشد،‌ اتفاتي نخواهد افتاد. مهم ايجاد باور و اعتقاد است.

تا زمانی كه قاضی احساس كند هر كاری دوست می‌تواند انجام دهد و هيچ‌كس يارای مقابله با او نيست اوضاع تفاوتی نخواهد كرد. مشكل همان ذهنيت است كه بايد اصلاح شود و نقش رييس قوه قضائيه به عنوان رهبر اين سازمان بايد در تغيير مدل ذهنی اين قضات باشد!