افتخار به سازمان

سازمان‌ها براي كاركنان خود، پرستيژ ايجاد مي‌كنند در مقابل كاركنان نيز به سازمان خود افتخار مي‌كنند و در تعالي سازماني مي‌كوشند. چنان‌چه سازمان نامي معتبر و مشهور داشته باشد،‌ كاركنان با افتخار از آن ياد مي‌كنند و از اشتغال در سازمان خرسندند. استفاده از پرستيژ، يكي از موارد جبران خدمات براي سازمان است و به تعبيري بخشي از پرداختي پنهان به كاركنان نيز محسوب مي‌شود!

اين‌ها را نوشتم كه مقوله افتخار به سازمان را در شركت عزيز ما بپردازم. من به سازمان خود افتخار مي‌كنم چرا كه:

-          شاخص توليد محصول نسبت به ظرفيت مطلوب است.

-          دوستان خوبي در سازمان دارم.

-          سازمان ما محصول يك پروژه ملي است و البته به ثمر نشسته!

-          كاركنان با انگيزه‌اي دارد.

اما به سازمان خود افتخار نمي‌كنم چرا كه:‌

-     همان‌طور كه سايرين در سازمان ما به ايران خودرو ايراد مي‌گيرند كه در يك فضاي غير رقابتی كار مي‌كند، سازمان ما هم همين طور است، منتهي ما قبول نداريم.

-          برخي از همكاران ... (نگويم بهتر است)

-          تصميم‌هاي خوبي توسط مديران اتخاذ مي‌شود! و آن مديران به تصميمان خود مي‌بالند!

-     ساختمان‌هايي كه در سازمان ما ساخته مي‌شوند، بي‌كيفيت هستند (يعني با آن‌كه پول خيلي زيادي صرف آن‌ها مي‌شود، اما از سقف آب چكه مي‌كند و اين يعني شكوه كارهاي مهندسي و نظارت)

-     در امور پشتيباني، براي خريد معمولا بالاترين هزينه صرف خريد بي‌كيفيت‌ترين كالا و خدمات مي‌شود تفاوتي هم ندارد كه امور پيمانكاري باشد يا ميز و صندلي و ....

نتيجه: به اين سازمان افتخار نمي‌كنم. ممكن است در مقابل سايرين از مزاياي آن‌ تعريف كنم اما افتخار نمي‌كنم.