اولين روز كاري پس از تعطيلات

در بازگشت از سفر روز شنبه را استراحت كردم. روز يك‌شنبه شروع دوباره بود. انگار كه سرور مغزم Down شده باشد. پشت ميزم كه نشستم، تازه ياد كارهايي افتادم كه بايد انجام دهم. براي آن‌كه فراموش نكنم، يكي يكي آن‌ها را نوشتم. بعد هم به جلسه‌اي رفتم كه فهميدم كه قرارداد SAP بالاخره ظاهرا امضا شده و امسال بايد براي ما سال ERP باشد. حالا كه اين قرارداد امضا مي‌شود بايد جواب همكاران گرامي ‌را هم بدهم كه مدعي هستند به زبان نياز زيادي دارند و بايد بتوانند با Consultant ارتباط برقرار كنند. فكر كردن به اين چيزها حالم را بد مي‌كند و اصلا جايي هم در ذهنم براي اين‌چيزها باز نكرده‌ام. اما مي‌دانم به زودي بايد به آن پاسخ دهم. برنامه‌هاي كاري سال 84 را هم مرور مي‌كنيم. سال پركاري است. به جز SAP كه خود، انرژي زيادي خواهد برد، اين كارها هم وقت چنداني براي فكر كردن نخواهد گذاشت. يعني اين‌كه امسال هم بايد با همين مديران، سر و كله بزنيم اما بر سر SAP!