نمی نویسم اما هستم!

مدتی است که نمی نویسم. آمار نوشته های بهمن ماه را مرور می کنم. 2 نوشته در بهمن. افتضاح است! آن قدر درگیر سایر کارها شده ام که حالی برای نوشتم باقی نمی ماند هرچند نوشته هایی در این مدت داشتم که تاریخ مصرف آن ها گذشته و قرار دادن در وبلاگ محلی از اعراب ندارد.

این روزها هم که درگیر کارهای آخر سال هستم. نزدیک شدن به انتهای سال و فرا رسیدن نوروز مسابقه ای همگانی را نوید می دهد که افراد جامعه درگیر آن هستند. حسابدارها باید حساب هایشان را صفر کنند. انباردارها، انبار گردانی می کنند. اهالی خانه، خانه تکانی می کنند. آرایشگرها تا جایی می توانند سر می زنند! خیاط ها لباس نو، به تن افراد می کنند و .... خلاصه همه به نوعی درگیر این نو شدن هستند، شهر بی خودی شلوغ است و کسب و کار رونق خوبی دارد. به نظرم نوروز هم یکی از هیجان های جامعه است و بهانه ای برای همه ما که نو شویم! امیدوارم.