سايت بارتاب با يكی از همين دكترهای خودمان -دكتر سريعالقلم- مصاحبهای در مورد انتخابات آينده امريكا و نگرش دموكراتها و جمهوريخواهان انجام داده است. اين مصاحبه دارای نكات جالب و ظريفی است اما در انتهای مصاحبه موردی را ذكر میكند كه از بقيه موارد جالبتر و بديهیتر است.
"ايران همواره در لابهلاي مسائل حرکت ميکند و اين مسأله به نفع ايران بوده است چون دستگاههاي اظهارنظرکننده درخصوص سياست خارجي بسيارند و معلوم نيست که سياست رسمي چيست.
اين استاد دانشگاه افزود: استراتژي گيج کردن طرف مقابل که آگاهانه هم نيست نتيجه دادههاي بيسامان به دستگاه ديپلماسي کشور است اما آمريکا به دنبال سامان دادن به دادهها است و اين باعث شده که آمريکا در درک سياست ايران گيج شود."
با اين نكته ايشان كاملا موافقم. قيافه تحليلگران امريكايی زمانی كه مدلهای انجام نتيجه معكوس میدهد واقعا ديدنی است. آنها نمیدانند كه برای اين جور چيزها نبايد مدلسازی انجام دهند.
اين تحليل را با خبری در مورد شرطهای ايران در مذاكرات پاريس با سه كشور اروپايی مقايسه كنيد و نتيجهگيری كنيد:
"پشتيباني از تلاش ايران براي دسترسي به تکنولوژي ييشرفته هسته اي از جمله فناوري داراي کاربرد نظامي و غيرنظامي (!)، برداشتن موانع و تحريم هاي موجود که ايران را از دستيابي به چنين تکنولوژي هايي باز مي دارد، تضمين اينکه پس از سپردن چنين تعهداتي از سوي اروپا حتي در صورت بروز محدوديت هاي قانوني و سياسي اروپا به اين تعهدات پايبند بماند. ظاهرا منظور از اين محدوديت ها تحريم هاي احتمالي سازمان ملل متحد است. موافقت سه کشور اروپايي براي برآورده کردن نيازهاي ايران به سلاح هاي متعارف و تعهد اروپا به پيگيري طرح پاکسازي خاورميانه از سلاح هاي هسته اي و نيز دادن ضمانت هاي امنيتي در برابر حمله هسته اي احتمالي به ايران"