تعالی سازمانی
چند سال پيش که با مدل تعالی سازمانی (EFQM) آشنا شدم، در ابتدا با آن مخالف بودم! به نظرم رسيد سفرهای مانند ايزو برای جمع کثيری از دوستان به خصوص مهندسان صنايع پهن شده و اينبار با مدل ديگری میتوانند ارتزاق کنند. ايزو در کشور ما به اندازه کافی به ابتذال کشيده و به جای استفاده از کارکردهای مثبت آن، از نشانهای تبليغاتی آن بهرهگرفته میشود. مدل تعالی سازمانی ساختار جالبی دارد که واقعا نمیدانم هوشمندانه اينگونه طراحی شده يا اتفاقی بوده است، ولی به هر حال جالب است و میتواند از انحراف آن جلوگيری کند.
در مدل تعالی سازمانی بر خلاف ايزو، مميزی توسط شرکتهای CB انجام نمیشود و به صورت متمرکز است و از سوی ديگر به عنوان مهمترين نقطه قوت، مبنای آن بر خودارزيابی است و کارکنان بايد، سازمان خود را ارزيابی کنند. بنابراين احتمال اينکه عدهای دوره بيفتند و يک شبه برای سازمان مدرک بگيرند وجود ندارد. نکته ديگر که تا به اينجا وجود دارد، عدم دريافت پول از سوی ارزيابان خارجی است. اين عدم انتفاع مستقيم هم، راهکار مفيدی برای جلوگيری از انحراف اين مدل است.
