کتاب جالبی را با عنوان قورباغه را قورت بده خواندم. اين کتاب همانند کتاب‌های مشابه، راه‌هايی را برای خروج از يک‌نواختی و دست‌يابی به موفقيت بيان کرده است. اولين گام در اين مسير تعيين هدف يا چشم‌انداز (Vision) است. با دانستن اين‌که شما به کدام نقطه، قرار است برسيد، در شما انرژی و انگيزه ايجاد می‌کند. طبعا در همين راستا، ساير جهت‌گيری‌های زندگی نيز بر همين اساس برنامه‌ريزی خواهد شد.

 تعيين يک چشم‌انداز مناسب، يک کار ضروری برای همه است اما نکته قابل توجه برای ما چگونگی تعيين اين چشم‌انداز است. ساير دوستان و همسالانم نيز که الان در ايران حاضرند در همين نکته مانده‌اند که دست آخر بايد چه کاره شوند؟ تافل بدهند و به قصد کار يا تحصيل به خارج بروند؟ ادامه تحصيل در ايران را مد نظر قرار دهند؟ شرکت تاسيس کنند؟ کارشناس يا مدير خوبی شوند؟ تغيير شغل بدهند و به سراغ علايق شخصی بروند؟ حتی ازدواج کنند يا نه!؟ اين‌ها سوالاتی است که لااقل من و دوستانم زياد به‌ آن فکر می‌کنيم. پاسخ به اين سوال واقعا به اين سادگی نيست. حتی اگر شما بدانيد چگونه برای يک شرکت بايد چشم‌انداز تدوين کرد و ....