رهبران سازمان نقش ویژه ای در شکل دادن به رفتارهای مدیران و کارکنان و الگوسازی دارند و رویکرد و منش آنان می تواند به عنوان سرمشق برای زیردستانشان باشد البته برای رهبرانی که بخواهند الگوسازی کنند. این الگوسازی اگر مستند شده باشند، ماندگار و خواندنی هستند. در ذیل دست نوشته های یک مدیرعامل یکی از شرکت های بزرگ کشور که برای مدیرانش در سال های گذشته آن ها را مستند و در قالب یک جزوه با عنوان "مدیران چگونه خود را تباه می کنند؟" منتشر شده است ارائه می شود.

 

مقدمه

زمانی که مدیران ارشد شرکت ها و سازمان ها با مشکلات اساسی در کار خود مواجه می شوند و زمانی که احساس می کنند کارکنان تحت سرپرستی آنان اعتماد خود را به مدیران از یک سو و به کلیت سازمان از سوی دیگر از دست داده اند، اولین واکنش آنان چنین است که دیگر ان را در وضعیت پیش آمده مقصر قلمداد کنند. این دیگران می تواند مدیران رده بالاتر سازمان باشد. می تواند سیستم و نظام گردش کار در کشور باشد. می تواند محدودیت های مالی باشد. می تواند خصایص فرهنگی ملت باشد و یا ....اما می تواند حاصل هیچ یک از این عوامل نباشد و حاصل رفتار و گفتار مدیران باشد. مدیران می توانند خود مسبب تباه شدن خویش باشند.

برخی راه های عملی تباه شدن به شرح زیر است:

  • شما مدیر ارشد هستید، پس حق دارید که در استفاده از مزایای مختلف پیش قدم باشید. اگر آیین نامه وام تصویب شد، سعی کنید اولین نفری باشید که درخواست وام می کنید. در رابطه با مسائل رفاهی هم همینطور.
  • با مدیران و کارکنانتان بسیار دوستانه رفتار کنید. آن قدر به آنان نزدیک شوید که حتی مشکلاتتان با مافوق را نیز با آنان در میان بگذارید. گلایه های خودتان از سازمان متبوع را به آنان بگویید. حتی از میزان درآمد خودتان نیز نزد آنان شکایت کنید.
  • کسی در سازمان شما نباید بزرگتر از شما جلو کند. چون این خطر وجود دارد که برای مدیریت شما دردسر درست کند. پس همواره مواظب باشید که مدیرانتان از یک سقفی بیشتر رشد نکنند. آن ها را سر جایشان بنشانید. بهانه هایی پیدا کنید و خرابشان کنید.
  • نشان بدهید که خیلی گرفتار هستید و مشغله زیادی دارید. وقتی مدیران یا کارکنان سازمان از شما وقت می خواهند، خیلی سریع وقت ندهیدو پرستیژ شما پایین می آید. مشخص می شود که شما خیلی کار ندارید. به منشی تعلیم بدهید که حداقل چند روز بین درخواست کارکنان و ترتیب دادن جلسه فاصل قائل شود.
  • از استخدام اقوام و خویشان و دوستان در سازمان خود یا معرفی آن ها به سایر سازمان ها دریغ نکنید. این امکانات را در اختیار خانواده همسرتان هم قرار دهید. مطمئن باشید که در این صورت هم رضایت خانواده ها را به دست آورده اید و هم اجر اخروی را نصیب خود کرده اید. البته پس از مدتی سازمان علیل و ناتوانی خواهید داشت که هر یک از کارکنان آن از خارج سازمان مدیریت می شوند.
  • در جلساتی که با همکارانتان دارید، هر بار یکی از آن ها را در حضور جمع مورد انتقاد قرار دهید. به کارش ایراد بگیرید. او را مسخره کنید. در این صورت برتری شخصیتی خودتان را به نمایش خواهید گذاشت.
  • اگر همکار شما مشکلات خود را مطرح کرد و شما حواستان جای دیگری بود وقتی حرفش تمام شد در پاسخ او از این عبارت استفاده کنید: خب خیلی ممنون. من یک فکری می کنم و شما هم خودتان یک راه حلی پیدا کنید. به این ترتیب دست به سرش کنید. با توجه به دشواری برقراری ارتباط با شما او دیگر پیگیری نخواهد کرد که شما چه فکری کرده اید.
  • با همیشه یک شغل اصلی و چند شغل فرعی داشته باشید. این کار مزایای زیادی دارد. اول این که می توانید عدم حضور دائم خود را در محل کار توجیه کنید. ثانیا اگر در شغل اصلی مشکلی پیش آمد، جای پای خود را در چند شغل دیگر محکم کرده اید. از نظر درآمدی هم اوضاع خیلی بهتر خواهد بود.
  • وقتی همکار شما مرتکب اشتباهی شد، به هیچ وجه بردباری از خود نشان ندهید. یادتان باشد که قصور و کوتاهی ما جزو خصوصیات ویژه ماست و دوست داشتنی است. اما قصور و کوتاهی دیگران عدم صلاحیت است و غیرقابل تحمل.
  • وقتی اشکالی در کاری پیدا شد، کارکنان و مدیران زیردست را گناهکار بدانید. احضارشان کنید. نگاه اتهام آمیزی به آنان بیندازید و طوری رفتار کنید که هر نکته که بازگو می کنند، به عنوان گناه دیگر آنان جلوه کند. آنان خیلی زود شروع به دفاع از خود می کنند. البته قبل از این که بدانند گناهشان چیست. نهایتا به آنان بگویید عذر بدتر از گناه نیاورند.
  • هیچ وقت برای مشکلاتی که مستقیما شما مسبب به وجود امدنشان بوده اید، متاسف و ناراحت نباشید. اصل بر این است که مدیران خطا نمی کنند. اگر اشتباهی رخ داده است حتما منشا آن را در جای دیگری جستجو کنید. نباید اقتدار مدیریتی شما ترک بردارد.
  • کارهایی کنید که همکار شما احساس حماقت کند. به زودی او احمقانه رفتار خواهد کرد، نهایتا از ترس اشتباه نکردن هیچ کاری انجام نخواهد داد.

ادامه دارد ...