گاهی اوقات افراد در داخل سازمان ترجیح می دهند در برابر برخی از موضوعات سکوت کنند و به دلایل مختلف با آن که امکان اظهار نظر دارند سکوت پیشه کنند. به طور مثال این پدیده زمانی پیش می آید که کارکنان در مقابل مقام مافوق خود به ترجیح می دهند ساکت باشند و مخالفتی نکنند با آن که می دانند از نظر کارشناسی نظر مدیرشان غلط است و اگر تصمیم و نظر مدیر اجرا شود مشکلاتی پدید خواهد آمد اما باز ترجیح می دهند چیزی نگویند خواه این که از سر ترس باشد یا ناشی از ملاحظه کاری. 
این پدیده سکوت در برابر واقعیت های سازمانی و چشم بستن در مقابل تعارض های کارشناسی تقیه سازمانی نامیده می شود. 
این پدیده رفتاری در سازمان ها قابل حذف کردن نیست اما میزان شدت آن در سازمان مهم است. هر قدر تقیه سازمانی کمتر باشد، یعنی کارکنان در فضای بازتری کار می کنند و می توانند نظر خودشان را ابراز کنند و احتمالا نظرهای کارشناسی در سازمان شنیده می شود. در مقابل هر قدر تقیه بیشتر باشد، نشان از سرکوب ها یا ملاحظاتی دارد که کارکنان ترجیح می دهند کارهایی را که می دانند نادرست است انجام دهند و خودشان بعضا مدافع کارهایی باشند که در ذهنشان با آن مخالف هستند اما در مقام عمل باید اجرا کنند و در عین حال تلاشی هم برای تغییر و بهبود کارها از منظر کارشناسی نمی کنند و ترجیح می دهند با مدیرشان درگیر نشوند و حتی برای خوشامد وی با آن موافقت هم داشته باشند و التزام فکری و عملی به تصمیم های مدیریتی در سازمان نداشته باشند. اینجاست که بقیه مسائل سازمانی بروز می کند مسائلی مانند تعلق سازمانی پایین، ناکارآمدی سیستم و عدم فضایی برای بهبود و غیره کارآمدی سیستم را کاهش می دهد.