یکی از عوامل موثر در شکل دهی رفتار و عادت های مردم، اقلیم است. اقلیم به این دلیل اهمیت می یابد که محدودیت های مختلفی را برای زندگی ایجاد می کند و ساکنان یک سرزمین را متفاوت می کند. مثلا در شمال ایران که بارندگی زیاد است، سقف خانه ها به صورت شیروانی ساخته می شود یا مصالح مورد استفاده به گونه ای است که از پوسیدگی جلوگیری کند، و مردم برای سلامتی بیشتر در تقابل با رطوبت بالای هوا از غذاهای متفاوت مانند سیر استفاده می کنند. در مقابل در مرکز و جنوب ایران که هوا خشک و کویری است، شکل خانه ها به گونه ای است که حداکثر خنکی ایجاد شود و به دلیل کمیابی آب، قنات ابداع شده است. 

اقلیم در زندگی سایر مردم دنیا هم موثر است که مثالهای فراوانی برای آن می توان ذکر کرد. مثلا در کشورهای اسکاندیناوی که نور آفتاب کمتر در دسترس است، مردم را تشنه آفتاب کرده است و در تابستان از هر فرصتی می خواهند استفاده کنند تا آفتاب بگیرند و اگر کسی برنزه شود به عنوان یک ارزش شناخته می شود. در مقابل در ایران آفتاب سوختگی یک ارزش در فضای عمومی شناخته نمی شود. مساله اقلیم، آب و هوا یک موضوع موثر در زندگی و رفتار و عادت های مردم محسوب می شود و همین مساله در زندگی های سازمانی هم اثرگذار است. 

سازمان هایی که در یک بازار رقابتی شکل گرفته اند، نگاه مدیران و کارکنانشان نسبت به سازمان هایی که در فضای غیر رقابتی یا بازارهای انحصاری حضور دارند، متفاوت است. در بازارهای انحصاری مساله اصلی تولید محصول یا خدمات است و کیفیت اولویت ندارد (تجربه شرکت های خودروسازی فورد مثال بارز این حوزه است)، در بازارهای رقابتی، مساله اصلی شرکت ها و کارآفرینان، ارزش آفرینی برای مشتریان و فروش بهتر محصول و خدمات است. در این فضا پارادایم ذهنی کارکنان و مدیران سازمان معطوف به فضای رقابت است و مدیران این شرکت ها می دانند اگر نتوانند در فضای رقابت درست عمل کنند، حذف خواهند شد و بقای آنان مورد تردید خواهد بود. به عنوان مثال نگاهی به رقابت شرکت های مواد غذایی در حال حاضر نشان دهنده همین موضوع است که برای رقابت، هر روز تلاش می کنند محصولات متنوعی ارائه کنند. در این شرکت ها نکته ای به نام پرداخت به موقع حقوق، یک ارزش محسوب می شود که مالک شرکت بتواند با همه مشکلاتش پرداخت کند. 

بخش های دولتی در همه جای دنیا، به دلیل این که رقابتی با جای خاصی ندارند و تنها باید کارهای ارباب رجوع را پیگیری و حل و فصل کنند، همواره ناکارآمد و کند هستند و کارکنانشان هم دلیلی برای تغییر در خود احساس نمی کنند. ایجاد تغییر در این بخش بسیار دشوار است و کسی نیازی به تغییر نمی بیند، چون از یک طرف شغل این افراد تضمین شده است و کسی احساس نمی کند که ممکن است اخراج شود و از سوی دیگر وضع قانون جدید برای یک بخش و ایجاد تغییر بر مبنای قوانین و آیین نامه های جدید آن قدر سخت است که کمتر مدیری ترجیح می دهد خودش را درگیر این مسائل کند.

در مجموع، اقلیم هایی که سازمان ها و شرکت ها در آن ها قرار دارند، به عنوان محیط بیرونی نقش مهمی در شکل دادن عادت ها، رفتارها و هنجارهای سازمانی دارند و برای درک رفتارها (فردی، گروهی و سازمانی) نباید از این موضوع غافل بود.