دربی 77ام استقلال و پرسپولیس برایم الهام بخش بود! بازی خیلی بی هیجان بود،

  • در 15 دقیقه اول بازی، بازیکنان 10 خطا کردند یعنی هر نود ثانیه یک خطا،
  • تیم ها در وهله اول فقط به این دلیل بازی می کردند که گل نخورند و بعد اگر حادثه ای رخ داد، گلی هم بزنند، یعنی یک بازی فاقد خلاقیت و تنها بر پایه شانس،
  • بازی آن قدر کسالت بار بود، سرپرست پرسپولیس که بر روی نیکمت نشسته بود و داخل زمین نبود، حوصله اش سر رفته بود و داشت چرت می زد.
  • اواخر بازی هم کار به جایی کشیده بود که بازیکنان فقط برای زدن پای همدیگر تکل می زدند و بازی جوانمردانه را کاملا به کنار گذاشته بودند.
  • در انتهای بازی وقتی از بازیکنان پرسیدند بازی چطور بود، با افتخار برای دیگران می گفتند خدا را شکر بازی خوبی کردیم و نباختیم، اما وقتی از بینندگان سوال شد کیفیت بازی چگونه بود، اکثریت قاطع اعلام کردند که بسیار ضعیف بود. تفاوت نظر بازیکنان با بینندگان از کجا تا به کجا بود!!

تماشای این بازی مرا یاد خیلی از جلسات سازمانی انداخت که در شرکت های مختلف دیده ام. جلساتی که لزوما برای بهبود و یک بازی برد- برد تشکیل نمی شود و مدیران برای این که توجیه کنند چرا نتوانسته اند به اهداف خود دست یابند به دنبال پیدا کردن مقصر در دپارتمان های دیگر هستند و با این هدف که همدیگر را بزنند، در جلسات حاضر می شوند. در طول جلسه دائما حرف همدیگر را قطع می کنند و اجازه نمی دهند تا کلام طرف مقابل تمام شود. فضای جلسه پر از تنش است و کار به جایی می رسد که برخی از اعضایی که خود را وارد بحث نکرده اند، چرتشان می گیرد و خواسته یا ناخواسته از جلسه حذف می شوند. آن ها که قلدرتر هستند، به دنبال کسب مشروعیت برای خودشان در جلسه و رفع قصور هستند.

مشابه بازی های استقلال و پرسپولیس در جلسه های سازمان ها آن قدر هستند که نیازی به وصف زیاد ندارد، آن هایی که در این جلسه ها بودند، سخن مرا درک می کنند.