غرور سازمانی در شركت عزیز ما

غرور سازمانی و پرستیژ یكی از منابعی است كه می توان برای منابع انسانی سازمان، بدون هزینه صرف كرد و تعلق سازمانی و ... را افزایش داد. در شركت عزیز ما هم، بیشتر كاركنان این ذهنیت را دارند كه ما جزو بهترین شركت های ایرانی هستیم. داشتن ذهنیت مثبت راجع به سازمان، یك احساس خیلی خوب است اما به شرط آن كه این احساس واقعی باشد و بتوان آن را هم اثبات كرد.

با تعدادی از مدیران میانی شركت عزیز ما صحبت می كنم. آن ها شروع به كوبیدن ایران خودرو می كنند: ایران خودرو به اهدافش نمی رسد پس شركت موفقی نیست. اگر مرزها را باز كنند، 24 ساعت هم دوام نمی آورد. این شركت به مشتری توجهی ندارد. قیمت محصولاتش خیلی بالاست. ما از آن ها بهتریم. مشتریان ما می خواهند به جای آن كه از خارج محصول را وارد كنند از ما خرید کنند. قیمت ما نسبت به رقبا خیلی پایین تر است. ما واقعا موفق تریم. ما از همه شركت های ایرانی بالاتریم. ما به زودی بازارهای جهانی را فتح خواهیم كرد. ... این حرف های كلیشه ای ادامه می یابد و آن ها همچنان از شركت عزیز ما تعریف می كنند. زمانی كه این احساس فروكش می كند چند سوال از آن ها می پرسم. معیارهای موفقیت چیست كه ایران خودرو ناموفق است و ما موفق؟ آیا ما در فهرست صد شركت برتر ایران جایی داریم؟ قیمت محصولات شركت عزیز ما چقدر است؟ مشتریان شركت عزیز ما چه سازمان هایی هستند؟ و .... این مدیران عزیز اصلا از فهرست صد شركت اطلاع نداشتند! قیمت محصولات را هم نمی دانستند! حتی مشتریان واقعی را نمی شناختند! از رقبا و قیمت آن هم بی اطلاع بودند! و .... بگذریم.!!

البته مشكل این نداستن ها نیست. بلكه تزریق غرور كاذب، بدون هیچ گونه عدد و رقمی است. فقط احساس این است كه ما بهتریم ! اما كسی دلیلی برای اثبات این مدعا ندارد. تزریق این غرور پوشالی در دراز مدت نفعی به حال شركت عزیز ما نخواهد داشت.