کتاب وضعیت آخر، در خصوص تحلیل رفتار متقابل افراد با یکدیگر مدل مشخصی را با عنوان کودک، بالغ و والد معرفی می کند و توضیح می دهد که انسان ها در تعامل با یکدیگر رویکردهای مختلفی از منظر این که در موضع کودک، بالغ یا والد باشند، روابط خود را تنظیم می کنند و بر همین اساس نیز رفتار می کنند. مثلا برخی از پدرها یا مادرها همیشه فرزند خود را فرزند می دانند و از نگاه آن ها هیچ گاه فرزند آن ها بزرگ نمی شود و بنابراین همواره به عنوان یک والد در حال نصیحت یا کنترل فرزند خود هستند که از نظر آن ها همیشه همان کودک 20 یا 30 سال پیش است.

این رویکرد کودک، بالغ و والد در فضای مدیریت و تعامل مدیران نیز صادق است که حالت های مختلف آن را به عنوان رفتار غالب (کودک، بالغ و والد) بر اساس شواهدی که دیده ام می توان این گونه توصیف کرد.

  • مدیران در نقش والد: از نظر این گروه از مدیران، زیردستان و همکاران آن ها همواره کودک هستند و تفاوتی ندارد که فرد چقدر توانسته است در این شغل خود را توسعه دهد. در این رویکرد، مدیر باید در جریان جزیی ترین کارهای زیردستان قرار بگیرد و برای این که نمی تواند به کارکنان خود اعتماد کند، به دنبال کنترل فرآیند است تا کنترل خروجی کارکنان. این گروه از مدیران کمتر می توانند تفویض اختیار کنند و کارکنان آن ها برای کوچک ترین کارهای خود باید از مدیران خود اجازه بگیرند و کسب تکلیف کنند.
  • مدیران در نقش کودک: این گروه از مدیران، بعضا به دلیل این که فاقد توانایی برای مدیریت هستند و در انتخاب آن ها، اولویت هایی بالاتر از تخصص و کارایی مورد نظر بوده است، برای انجام کارهای خود وابسته به تایید و همراهی زیردستان خود هستند و در تعامل با این کارکنان، نقش کودک را بازی می کنند تا بتوانند کارهای خود را پیش ببرند.
  • مدیران در نقش بالغ: این گروه از مدیران، بیشتر تخصص گرا هستند و به عنوان تعامل با کارکنان خود از منظر افراد بالغ هستند که دوران کودکی خود را پشت سر گذاشته اند و بالغ شده اند و به جای کنترل فرآیند و جزئیات کارها، به دنبال خروجی کارها هستند، هر قدر که کارکنان بتوانند خود را توسعه دهند، روابط مدیران با کارکنان سطح بالاتری از بلوغ را متجلی می کند.

حال این که کدام یک از این رویکردها در رفتار درست است، توجه به اثربخشی و کارایی است و این که مدیران در انجام کارهای خود به دنبال چه چیزی هستند. مثلا مدیر در نقش والد می تواند با رفتار دیکتاتورگونه کارهای خود را پیش ببرد، اما هزینه آن نارضایتی کارکنان است. یا مدیری که در نقش کودک است، می تواند با رفتار کودکانه کارهای خود را پیش ببرد، اما هزینه آن تسلط کارکنان بر مدیر است.