هر سال به بهانه نوروز حداقل 2 هفته ای کسب و کارها از رونق می افتد و خیلی جاها تعطیل می شود. از اوایل یا اواسط اسفند، کارکنان شور و شوق پیدا می کنند که تعطیلات خوبی در راه است و می توانند پس از یک سال کار (فارغ از کیفیت و کمیت آن) در کنار خانواده استراحت کنند و ایام خوشی را سپری کنند و همین رویا پردازی ها، به کارکنان اجازه می دهد تا خود را تا پایان سال بکشانند و با انگیزه در محل کار خود حاضر شوند، اما روی دیگر ماجرا این است که این تعطیلات نسبتا طولانی به کام چه کسی خوش می شود؟ کارکنانی که از کار خود راضی هستند و یک سال گذشته خود را خوب ارزیابی می کنند، معمولا افرادی هستند که در طول تعطیلات هر بار که یاد کار و بار خود می کنند، لبخندی می زنند و به خوشحال هستند که پس از تعطیلات دوباره در محل کار خود خواهند بود. به قول استفان کاوی در کتاب هفت عادت مردمان موثر این تعطیلات فرصتی است برای این کارکنان که به بتوانند اره خود را مجددا تیز کنند.

در مقابل کارکنانی که از کار خود راضی نیستند، در طول تعطیلات هر بار که به بازگشت به کار فکر می کنند، خاطرشان آرزده می شوند و دوباره با خود مرور می کنند که چرا باید دوباره به محل کار خود بازگردند و حتی انگیزه ای برای بازگشت به کار خود ندارند. این تعطیلات هر چند طولانی، برای این افراد سودی ندارد.

10 سال پیش در شرکتی کار می کردم که جزو گروه دوم بودم، رییسی داشتم که بسیار استرس زا بود و در ارائه و ارجاع کار به من موفق نبود و من هم نمی توانستم او را درک کنم و خواسته های او را پیش ببرم. در آن سال در طول تعطیلات هر بار که به یاد کار و بار خود می افتادم، لحظه های ناخوشی را برای خود تصور می کردم که دوباره باید در محل کار داشته باشم و آن رییس استرس زا را تحمل کنم، و سرانجام این طور شد که 4 روز بعد از شروع به کار در سال جدید، کار ما با هم به قطع همکاری منجر شد. از آن سال همواره تلاش کرده ام که محل کار برای من، حس رضایت با ایجاد انگیزه را فراهم کند که هم تعطیلات برایم شیرین باشد و هم وقتی به محل کار دوباره برگشتم، بتوانم با اره تیز در محل کار حاضر شوم.