در یک جلسه مصاحبه استخدام نشسته بودم که قرار بود با سه نفر مصاحبه تخصصی انجام دهیم. مصاحبه کنندگان همگی از حوزه منابع انسانی بودند و داوطلبان هم قرار بود برای مشاغل منابع انسانی ارزیابی و انتخاب شوند. جالب ترین بخش های مصاحبه برای من پاسخ های مصاحبه شوندگان نبود، بلکه سوال های عجیب و غریب مصاحبه کنندگان بود که به هر چیزی شباهت داشت، جز مصاحبه تخصصی. سوالات شبه روان شناسی که افراد با منطق و پیش فرض های خود به دست آورده اند، در حالی که برخی از آن ها حتی مغایر تئوری ها و فرضیه ها می باشد.

مثلا مصاحبه کننده محترم اول در جلسه می گفت که من چهار کلمه می گویم و شما هر چی به نظرت می رسد بگو. خلاقیت، نوآوری، تیم ورک، خود شناسی. (به سبک برنامه قدیمی صندلی داغ)

مصاحبه کننده محترم دیگری پرسید که من می خواهم وارد حوزه های فردی و شخصی شما بشوم. آیا شما سینما هم می روید؟ چه فیلم هایی می بینید؟ و بعد می گوید که سوال دیگری ندارم.

مصاحبه کننده محترم دیگری پرسید نظر شما در مورد کاری تیمی چیست؟ پاسخ مصاحبه کننده هم کاملا مشخص بود که مثلا کار تیمی خیلی خوب است و باید خیلی به آن توجه کرد و الخ.

در جریان مصاحبه در نهایت برای این که به مصاحبه کنندگان حالی کنم که چه سوالاتی را نباید بپرسند، از یکی از مصاحبه شوندگان پرسیدم به نظر شما در یک مصاحبه استخدام چه چیزهایی را نباید پرسید؟

یکی از مشکلات رایج منابع انسانی در سازمان ها، استخدام نادرست است و من هر قدر که این روزها بیشتر دقت می کنم، درمی یابم که خیلی از مدیران مصاحبه کردن را بلد نیستند و در عین حال آن را بسیار سهل و ممتنع می دانند و فکر می کنند که خیلی بلد هستند ولی متاسفانه شواهدی که می بینم مشخص می کند که چیزی نمی دانند و نکاتی را مطرح می کنند که فقط باعث سردرگمی مصاحبه شوندگان می شود. مثلا مصاحبه کنندگان قبل از هر چیزی باید بدانند که چه نوع سوالاتی را نباید بپرسند.

  • سوالات نباید در حوزه های شخصی و فردی داوطلبان باشد. در کشور امریکا پرسیدن سوالاتی مانند سن، تعداد خواهر و برادر، شغل والدین و ... همگی به دلیل این که وارد حوزه های شخصی افراد می شود، جرم محسوب می شود و داوطلب می تواند علیه مصاحبه کننده اقامه دعوی کند.
  • سوال های مصاحبه نباید باعث هدایت کردن فرد به یک پاسخ مشخص و مورد انتظار شود. مثلا نظر شما در کار تیمی چیست؟ مشخص است که هیچ وقت کسی نمی گوید که کار تیمی چیز بدی است! یا مثلا آیا شما انگیزه کافی برای این کار دارید؟ یا آیا می توانید به کسی نه بگویید؟ این ها همه مواردی است که با احتمال بسیار بالایی پاسخ های واضح و مبرهن و قابل پیش بینی دارد.
  • سوال های نامرتبط که باعث اتلاف وقت می شود. شما ”شما در شرکت خودروسازی الف کار می کنید، من می خواهم از این شرکت یک خودرو بخرم، کدام یک را توصیه می کنید؟“