داستان جوجه اردک زشت را کمتر کسی است که نشنیده باشد، حکایت جوجه اردکی است در میان اردک های دیگر که چون زشت تر به نظر میرسد، به وی توجه نمی شود تا این که با گذشت زمان و رشد وی، تبدیل به قوی زیبایی می شود که همه را انگشت به دهان می کند. 
مشابه این داستان در محیط کار هم وجود دارد، گاهی اوقات کارکنانی وجود دارند که به دلیل عدم شناخت توانایی ها و شایستگی هایشان، نسبت به رشد آن ها غفلت شده است و وقتی که به آن ها مجال رشد داده می شود، خود را تبدیل به قوی زیبایی می کنند که در سازمان نقش های ویژه ای ایفا می کنند. شاید همه کارکنان جوجه اردک زشت نباشند و توانایی های آنان در حد سایرین (مانند بقیه اردک ها) باشد، اما وظیفه مدیران کشف این جوجه اردک های زشت در سازمان است که چه بسا به دلیل بی توجهی مدیران قبلی یا سایر مشکلات در گوشه ای از سازمان افتاده اند و کارهای خرد و ریز انجام می دهند و کسی به توسعه و رشد آن ها اهمیتی نمی دهد. کشف این  افراد کارایی آنان را بیشتر خواهد کرد و تعلق سازمانی و انگیزه های آنان را بهتر انجام دادن کار افزایش خواهد داد. 
کشف و شکوفا کردن این جوجه ها اردک ها، کار ساده ای نیست و نیازمند ریسک کردن است. کشف این استعدادها در سازمان می تواند موجب ارزش افرینی فراوان شود و برخی از ابزارها هم می تواند در این راستا مورد استفاده قرار گیرد، مانند آزمون های رفتاری، تفویض اختیار، کانون های ارزیابی و استخدام های داخلی.