یکی از پرسش های متداول در مصاحبه استخدام این سوال است که پنج سال آینده کجا خواهید بود؟ این سوال را به طور مکرر از افراد زیادی پرسیده ام اما خیلی کم پاسخ گرفته ام که کسی بتواند به خوبی در مورد اهداف و برنامه های کاری خود صحبت کند و در مورد چشم انداز کاری فکر کرده باشد. این سوال را در محیط های کاری از کارکنان مختلف هم پرسیده ام و تا بحال نتایج جامعه آماری که با آن ها سر و کار داشته ام این  بوده است که اکثر آن ها فاقد هرگونه چشم انداز کاری هستند و کسی نمی داند که در آینده به دنبال چیست و مثلا پنج سال آینده چه کاره خواهد بود. به تبع آن برنامه ای هم برای کارهای آینده خود و مسیر مطالعاتی و حرفه ای خود ندارد و در نهایت این گونه پاسخ داده می شود که هر چیزی که سازمان صلاح بداند. 
به نظرم یکی از کارهایی که برای انگیزه بخشی مدیران باید انجام دهند ترسیم چشم انداز کاری برای زیردستان خود است. ترسیم این چشم انداز ولو ساده الهام بخش کارکنان در با انگیزه کار کردن است و این که اگر کسی در جایی قرار وقت خود را بگذراند، بیشترین انتفاع از سپری کردن وقت به خود فرد خواهد رسید که بتواند خود را توسعه دهد و توانایی های خود را شکوفا کند. در غیر این صورت نتیجه این خواهد بود که بعد از گذشت یک بازه زمانی نسبتا طولانی (مثلا 10 سال) مجموعه ای از کارکنان در سازمان خواهند بود که فاقد تخصص مشخصی هستند و به انجام کارهای عادی و ثابت عادت کرده اند و این کار ثابت در خارج از سازمان به درد کسی نمی خورد و در داخل سازمان هم لزومی تخصص محسوب نمی شود.