یکی از ویژگی های مدیران در سازمان ها این است که دائم در جلسه هستند و کمتر فرصت پرداختن به کارهای دیگر را دارند. از چیزهای جالب توجه برای خودم همیشه این بوده که مدیران در جلسات دائما در حال تصمیم گیری هستند و در عین حال بدنه کاری سازمان به کار دیگری مشغول است و در پایان روز، مدیران خسته و کوفته از جلسات متعدد کاری، محل کار را ترک می کنند بدون آن که شاید حداقل زمان خلوتی را برای خود و برای فکر کردن داشته باشند. در این بین رویکرد مدیران برای حضور در جلسات متفاوت است. در اینجا به دو سر این طیف اشاره می شود.

مدیران بی برنامه: مدیرانی هستند که چون کار دیگری ندارند و برنامه ای برای خود ندارند، سعی می کنند تا بیشتر وقت خود را صرف حضور در جلسه های کاری کنند. به همین دلیل این جلسات فرصتی برای گذراندن اوقات کاری و اخذ تصمیم های متناوب و بعضا بی حاصل می شود و مدیران چون فرصت گفتگو با همکاران و زیردستان خود را ندارند، عملا از انتقال پیام به لایه های دیگر سازمان باز می مانند و نتایج جلسات هر چه باشد، در همان جلسه خواهد بود و قابلیت اجرا پیدا نخواهد کرد. مدیران بی برنامه از این همه جلسه استقبال می کنند، چون به آن ها اجازه می دهد که وقت خود را به خوبی پر کنند، ساعت های متمادی را تلف کنند و خود را فعال و پرکار نشان دهند. حضور در جلسات برای این گروه از مدیران بسیار لذت بخش است.

مدیران با برنامه: این گروه  از مدیران تلاش می کنند تا به جای حضور در جلسه های متعدد، وقت خود را مدیریت کنند و مشکلات سازمان را صرفا با حضور در جلسات حل نکنند، بلکه راه حل های دیگری پیدا کنند. توجه این مدیران به این است که اجازه ندهند جلسات متعدد تمام وقت کاری آن ها را پر کند و به علاوه اگر در جلسه ای هم حضور داشته باشند، زمان بندی حضور در جلسه برایشان مهم است و وقت خود را با حضور در جلسات به بطالت نمی گذارنند.

تعداد جلسه های مدیریتی یکی از شاخص های کارآمدی سازمان است و هر قدر که تعداد این جلسات بیشتر شود، نشان از مشکلات سازمان است که کارها به خوبی پیش نمی رود و مدیران سعی می کنند با جلسه های متعدد این مشکلات را رفع کنند در حالی که مشکل در جای دیگری است و باید چاره دیگری برای آن اندیشیده شود. مثلا شاید نشان دهنده عوض تفویض اختیار مناسب باشد و یا ساختار ناکارآمد سازمان و یا سایر عوامل دیگر که همگی نشان دهنده عارضه های سازمان است.