تشویق کردن یکی از ابزارهای موثر مدیران در ایجاد انگیزه در کارکنان است، تا جایی که حتی برخی آن را بزرگترین اصل مدیریت نامیده اند.(لینک) در این زمینه کتاب های فراوانی منتشر شده است و تکنیک های زیادی در آن ها آموزش داده شده است مانند کتاب مدیریت ویل دان یا مدیر یک دقیقه ای. یکی از تکنیک های موثر در تشویق، تکنیک تشویق در جمع است که مدیران باید به نحوه شایسته ای فرد را تشویق کنند.

تشویق شایسته به این معناست که مدیر به بهانه مناسب با حداقل کلمات و به طور موثر از فرد قدردانی کند و تاکید من در این نوشته بیشتر بر روی موضوع علت و دلیل تشویق است. علت تشویق نه تنها یک برای خود فرد مهم است بلکه برای دیگران هم مهم است و اگر علت قانع کننده ای برای تشویق وجود نداشته باشد، این تشویق ممکن است برای فرد خوب باشد، اما برای سایر کارکنان یک ابزار ضد انگیزشی خواهد بود. مثلا می توان فرد را به دلیل محتوای خیلی خوب یک گزارش تشویق کرد، اما اگر این محتوا از نظر بقیه در خور تشویق نباشد، باعث خالی شدن این مفهوم و ابزار موثر مدیریتی از محتوا و معنا می شود و تبعات منفی آن بیشتر از نتایج مثبت آن خواهد بود.

به عنوان مثال در دوران مدرسه در اعیاد دینی و مذهبی، معلمان مدرسه بنا داشتند که خاطره خوشی از این روزها برای ما ایجاد کنند و به همین دلیل به دنبال دستاویزی برای خوب کردن این روزها برای ما بودند. لذا برای تشویق دانش آموزان در این روزها به کسانی که نامشان هم نام پیشوایان مذهنبی و دینی بود جایزه می دادند. مثلا کسانی که نامشان حسین بود در روز سوم شعبان جایزه می گرفتند. این هدیه دادن از یک طرف خوب بود و باعث ایجاد فضای شادی می شد اما از طرف دیگر برای افرادی که نامشان هیچ وقت نمی توانست مشمول واجد جایزه گرفتن باشد، ضد انگیزه بود. مهم ترین ویژگی این جایزه این بود که افراد مشمول برای کسب آن هیچ تلاشی نکرده بودند، جز این که نامشان مذهبی باشد که البته برای کسب این نام تلاشی نکرده بودند و در نقطه مقابل دانش آموزانی هم که از گرفتن جایزه محروم می شدند، خطایی مرتکب نشده بودند، جز آن که اسم شان در فهرست 15 نام قابل تشویق نبود.

مشکل این نوع از تشویق این بود که از سوی سایر دانش آموزان که نام مذهبی نداشتند، مقبول نبود و بعضا باعث دلخوری می شد و تا مدت ها محل بحث و اعتراض دانش آموزان به معلمان بود. هر چند که این جایزه ها از نظر مادی ارزشی نداشتند و برای دانش آموزان هم ارزش مادی جایزه اصلا مهم نبود، نفس تشویق بود که می توانست باعث انگیزه و عدم آن شود، ولی دقت این معیار برای جایزه دادن و تشویق کردن در همین حد بود.