در دوران مدرسه، روش ارزیابی در هر درسی مشخص بود، معلم در طی یک سال تحصیلی که به صورت سه ثلث بود، درس می داد و سپس از محتوای درس ها آزمون می گرفت تا میزان یادگیری دانش آموزان را بسنجد، اما در کنار همه درس ها موضوع ارزیابی درسی به نام ورزش کاملا متفاوت بود. زنگ ورزش ما خلاصه می شد به بازی های مختلف مانند فوتبال بدون این که آموزشی خاصی به ما داده شود که اصلا این روش ورزش کردن درست چیست و اصلا فوتبال یعنی چه! اما وقتی که موقع امتحان فرا می رسید، مواد امتحان خلاصه می شد به آزمون آمادگی جسمانی مانند بارفیکس، پرش جفت، شنا، دراز و نشست و دو سرعت. این داستان برای ما حتی در دوران دانشگاه هم برقرار بود. در طول ترم ما فوتبال بازی کردیم  و وقتی که موقع ارزیابی رسید، گفته شد که مواد امتحان این است: 20 تا روپایی و 20 تا زانو و دو 540 متر. یعنی نتیجه یک ترم فوتبال بازی کردن در این خلاصه شد که شما هر قدر هم بازیکن خوبی باشی اما نتوانی روپایی و زانو بزنی، نمی توانی درس تربیت بدنی را پاس کنی. مشکل اصلی در این ارزیابی عدم توانایی کمی کردن و ارزیابی توانایی ها و سنجش آن ها با یک شاخص واحد و بی ربط است. یک بازیکن نقش دروازه بان را دارد که وظیفه اش گل نخوردن است و یک بازیکن خط حمله است که اتفاقا باید گل بزند و خلاصه این که هر 11 بازیکن فوتبال هر کدام یک نقشی دارند که لزوما قابل مقایسه کردن با هم نیستند و نمی توان آن ها را با تعداد روپایی زدن ارزیابی کرد.

یادآوری این داستان از این جهت بود که خیلی وقت ها همین داستان برای مدیران در ارزیابی عملکرد کارکنان پیش می آید، مدیران از کارکنانشان انتظار دارند کارهایی را انجام دهند و وظایفشان را به خوبی انجام دهند، اما وقتی که زمان ارزیابی فرا می رسد به دلیل این که نمی توانند به خوبی عملکرد فرد را با شاخص هایی ارزیابی و یا کمی کنند، به سراغ یک لیست بلند بالایی از ویژگی های ارزیابی می روند که مانند همان داستان روپایی زدن برای ارزیابی است، مثلا اولین آن رعایت اخلاق و شئونات اسلامی است و سپس احترام به دیگران و سایر شاخص ها.

در دوران مدرسه ممکن است که آزمون ورزش تاثیر چندانی در انگیزه دانش آموزان نداشته باشد و دانش آموزان هم پیچیدگی یک انسان بالغ را نداشته باشند، اما در دوران کاری خیلی چیزها وابسته به همین ارزیابی می شود و وقتی که همبستگی بین وظایف کارکنان و روش ارزیابی آنان وجود ندارد، به عنوان عاملی خواهد شد که انگیزه های کارکنان را از بین می برد.