اولین باری دروغگویی را در کسب و کار تجربه کردم، روزهایی بودم که سر و کارم به بنگاهی ها افتاد. وقتی که به دنبال خانه بودیم و کارشناس معاملات املاک، ریز و درشت حرف های خارج از واقعیت و در تناقض با حرف های گذاشته ارائه می کرد، حتی چند باری جلوی خودم به طرف دیگر معامله زنگ زد و کلی دروغ سر هم کرد، وقتی از آن ها خواستم این کار را نکنید، گفتند این فوت کار ماست، کار را به ما بسپار. جالب بود که محل بنگاه هم فرقی نمی کرد، شمال، جنوب و غرب شهر همگی یک جور رفتار می کردند

بعدتر این تجربه در حوزه های دیگر کسب و کار برایم تکرار شد و دیدم کسانی که در حوزه های فروش و خدمات برای مشتریان کار می کنند، برای راضی کردن مشتری و پاسخ گو بودن به مشتری، به دلیل این که مشتری برای آن ها ارزش ایجاد می کند، دروغ به هم می بافند و بهانه های عجیب و غریب می تراشند. فرقی هم نمی کند که ایران باشد یا خارج از ایران در هر دو حالت تجربه من این بوده افرادی که در حوزه فروش هستند، معمولا دروغ می گویند و کمتر حرف راست می زنند و در ایران چون عوامل خارج از کنترل فرد بیشتر است، احتمال دروغ گویی هم بیشتر است و متاسفانه به حد وحشتناکی رسیده و از منظر اجتماعی حدود 80 درصد مردم، جامعه خود را دروغگو، ریاکار، چاپلوس و غیرقابل اعتماد می دانند. +

ظاهرا گفتار ناراست بخشی از ماهیت کارآفرینان نیز هم هست و صرفا محدود به ایران هم نیست، این نوشته به خوبی رفتار کارآفرینان را در میدان عمل برای راست گویی نشان داده است، افرادی که در مقام تئوری دروغگویی را غیراخلاقی می دانند اما در عمل خود به آن پایبند نیستند. یا این تحقیق که نشان می دهد افراد در ایمیل ها و گفتگوهای غیرحضوری بیشتر از حالت چهره به چهره دروغ می گویند. در هر صورت یکی از دلایل دروغ گویی افراد، فشارهای ناشی از کسب و کار است که افراد را توجیه می کند برای بقای کار خود، گاهی حرف های نادرست هم بزنند و به طور آماری نباید انتظار داشته باشیم، هر چیزی که از افراد و دور می شنویم، راست باشد!