لیست صد شرکت برتر سال 89 چندی پیش منتشر شد + و داده های شرکت های مختلف در آن ارائه گردید. در این بین یکی از نکاتی که جالب است، قرار دادن شاخصی به نام اشتغال زایی است و شرکت هایی که بیشترین شغل را ایجاد کرده اند، مورد تقدیر قرار گرفته اند. البته شاخصی به نام اشتغال زایی برای یک بنگاه اقتصادی که با فلسفه رقابت و کارایی کار می کند، بی معناست و هیچ وقت از سازمانی به دلیل این که شغل بیشتری ایجاد کرده است، تقدیر نمی شود. چون سازمان ها و شرکت ها اساسا برای اشتغال زایی ایجاد نشده اند بلکه اشتغال یک عارضه فرعی در فلسفه وجودی یک سازمان است که رونق آن احتمالا موجب می شود تا افراد بیشتری را به کار بگیرد.

حالا نگاهی کنیم به آمار این شرکت ها: بانک ملی ایران با 52 هزار نفر پرسنل، بیشترین کارکنان را در سطح کشور دارد و یا بانک صادرات 29 هزار نفر پرسنل دارد و در رتبه پنجم قرار گرفته است. اگر فروش این دو بانک را با یک بانک خارجی مانند دویچه بانک در همان بازه زمانی (سال 89) مقایسه کنیم، نکات جالبی به دست می آید. دویچه بانک با در اختیار داشتن 102 هزار نفر کارمند، 33 میلیارد یورو در سال فروش دارد و به طور سرانه هر کارمند در دویچه بانک بیش از 2.07 برابر بیشتر از کارکنان بانک صادرات ارزش افزوده ایجاد می کند، یا اگر بانک ملی را مقایسه کنیم، هر کارمند دویچه بانک بیش از 4 برابر یک نفر در بانک ملی ارزش افزوده تولید می کند. در حالی که خدماتی که در بانک های ایرانی می شود، تقریبا حدود نیمی از خدمات جهانی بانکداری است که در بانک های بزرگ ارائه می شود. (منابع: +، +)

حالا سوال این است، مگر سازمان های خارجی چه می کنند که ارزش افزوده هر کارمند حدود 4 برابر یک نفر کارمند در بانک ملی است، در حالی که بانک ملی یکی از بانک هایی است که بیشترین مراجعه را دارد و کمتر شعبه ای را می توان در بین بانک های ملی سراغ داشت که خلوت باشد. پاسخ به این سوال قطعا یک جواب متقن ندارد، اما با شواهد می توان گفت که در بین سازمان های دولتی بحث کارایی و کارآمد نکته ارزش مندی برایشان نیست یا اگر هم هست، کسی به آن توجه نمی کند و بهبودی در این حوزه اتفاق نمیفتد. برای این بحث روشن تر شود، چند مثال می آورم که دیدگاه کارآمدی را می تواند بیشتر تبیین کند که چگونه می توان مشاغل با ارزش افزوده پایین را حذف کرد.  

  • مثال 1: یکی از دلایل اصلی مراجعان به بانک ها، دریافت یا واریز پول است. در بانک های خارجی برای واریز پول مشتری باید هزینه پرداخت کند و اگر بخواهد از طریق کارمند بانک این کار را بکند (پر کردن فرم و امضا و ...) باید 3 یورو پرداخت کند، اما این کار را مشتری می تواند با دستگاه های خود پرداز انجام دهد که 24 ساعته در اختیار مشتری هستند و هزینه این کار تراکنش 60 سنت است و اگر مشتری واریز پول را از طریق اینترنت انجام دهد، هزینه ای از وی دریافت نمی شود. بنابراین با این سیاست گذاری، مشتریان کمتری برای کارهای پرداخت یا واریز پول به بانک مراجعه می کنند و بانک ها، متصدیان کمتری برای این گونه کارها استخدام می کنند.
  •  مثال 2: در کشورهای توسعه یافته، شغلی به نام متصدی پارکینگ وجود ندارد و همه چیز به صورت مکانیزه انجام می شود. به این صورت که وقتی مشتری می خواهد وارد پارکینگ شود، با فشار دادن یک دکمه کارتی را از دستگاه دریافت می کند که بعضی وقت های جای پارک را هم به وی اعلام می کند و در هنگام خروج نیز هزینه را پرداخت می کند و از پارکینگ خارج می شود و هیچ فردی برای کارهای پارکینگ استخدام نمی شود. یعنی فردی سرمایه گذاری می کند و خدماتی به مشتریان ارائه می دهد بدون آن که حتا یک نفر را استخدام کند. اما به عنوان نمونه در ایران در پارکینگ شهروند بیهقی، پارکینگ تندیس تجریش، پارکینگ فرودگاه امام نمونه هایی هستند که تعدادی کارمند در این جایگاه قرار گرفته اند که کارشان بالا و پایین دادن گیت پارکینگ است، با حداقل ارزش افزوده.
  • مثال 3: در کشورهای دیگر زمانی که مشتری بخواهد از چرخ دستی خرید در فروشگاه یا فرودگاه استفاده کند، باید یک سکه یک یا دو یورویی/ دلاری در چرخ قرار دهد تا چرخ از بقیه چرخ ها جدا شود و مشتری بتواند از آن استفاده کند. دلیل این کار واقعا نگرانی متولیان فروشگاه یا فرودگاه از امنیت چرخ ها نیست، بلکه هدف این است که مشتریان پس از ان که کارشان تمام شد، چرخ را به محل خود ببرند و سکه قرار داده شده در چرخ را آزاد کنند. اما در ایران مثلا فروشگاه شهروند یا فرودگاه امام مثال های بارزی هستند از این که شغلی به نام متصدی منظم کردن چرخ ها تعریف شده است و کار این افراد این است که بروند در نقاط مخلتف چرخ های رها شده مشتریان را پیدا کنند و به محل اولیه برای استفاده بقیه مشتریان بیاورند.
  • مثال 4: شغلی به نام متصدی کپی یا محل هایی که افراد یک دستگاه کپی در آن قرار داده اند و این خدمت را ارائه می دهند کم نیست. مشتری مدارک خود را به دست متصدی می دهد و تعداد مورد نظر را برای کپی سفارش می دهد. در حالی که در کشورهای توسعه یافته، برای کپی در جاهای مختلف (اداره های دولتی، دانشگاه، ...) دستگاه گذاشته شده است و مشتری با انداختن سکه در آن می تواند تعداد مورد نیاز کپی خود را تهیه کند. بدون این که کسی باشد که بخواهد مدارک بعضا شخصی افراد را نگاه کند. همه کار توسط خود مشتری انجام می شود.
  • مثال 5: در شرکت های خارجی غالبا شغلی به نام آبدارچی تعریف نشده است. محلی به نام آبدارخانه وجود دارد که در آن وسایل مختلف قرار دارد و هر فردی که چای یا قهوه یا آب نیاز داشته باشد، به آن جا مراجعه می کند و برای شستشو معمولا از یک ماشین ظرف شویی استفاده می شود. در حالی که شغلی به نام آبدارچی در شرکت های ایرانی قبل از مدیر و کارشناس به صورت پیش فرض تعریف می شود.

این مثال ها نشان می دهد که نوع رویکرد و نگاه مدیران شرکت های مختلف به مقوله هایی مانند بنگاه داری و مدیریت می تواند تمایزهایی را در بهبود و کاهش هزینه و کارآمد ساختن مجموعه ها با ایده های خیلی ساده ایجاد کند و هدف کارآمد ساختن کسب و کار است نه اشتغال بیشتر که کسی بخواهد در آن اول شود!