مطلبی در مورد روش های تصمیم گیری نوشته بودم و دوست خوب و بزرگوار جناب کمالیان مانند همیشه لطف کردند و به بحث از زاویه رفتاری پرداختند که بسیار جالب بود +. نگاه من به موضوع از منظر سبک مدیریتی یک مدیر و شیوه تصمیم گیری بود اما دقیق تر این است که به صرف دانستن متدولوژی نمی توان انتظار داشت که مدیر تصمیم درستی بگیرد. همه ما به دلیل این که امکانات محدودی نسبت به شناخت پدیده های اطراف مان داریم، نمی توانیم با دقت صد در صد تصمیم گیری کنیم. مثلا در تصمیم گیری باید زمان، کیفیت و پذیرش را مدنظر قرار داد، اما گاهی اوقات اینقدر وقت کم است (مانند جلسه مذاکره) که ترجیح می دهیم به صورت فردی و بدون استفاده از اطلاعات دیگر همکاران تصمیم بگیریم و ریسک های عدم پذیرش یا مجاب کردن بقیه را هم می پذیریم.

حال یکی از مباحث جالب در بحث تصمیم گیری که به نوعی به رفتار هم مرتبط است، نحوه قالب بندی (Framing) مساله است که باعث می شود هر فردی از زاویه نگاه خود به مساله نگاه کند و در همان چارچوب هم تصمیم بگیرد و بعد مساله کیفیت را به عنوان یکی از اجزای اصلی تصمیم گیری از نگاه خودش تعریف می کند. مثلا برای یک مدیر کیفیت تصمیمش در تشویق کارکنانش تداعی می شود و برای دیگری همان مساله ممکن است در چارچوب تنبیه، معنادار و با کیفیت دیده شود.

خطاهای تصمیم گیری موضوع بسیار مهمی است که آگاهی از آن ها به همه ما کمک زیادی می کند تا مغلوب خطاهای مرسوم اطراف نشویم و بهتر مساله را ببینیم و بهترین منبع فارسی در دسترس در حال حاضر کتاب مدیران و چالش های تصمیم گیری است که این مسائل را به خوبی تشریح کرده است و کتابی بسیار خواندنی است که مطالعه آن برای همه لازم است. لینک