چند سال پیش در صدد برنامه ریزی برای یک دوره آموزشی بلندمدت برای مدیران شرکت بودیم و برای بهبود کیفیت تصمیم گیری با یکی از اساتید اهل فن در حوزه آموزش مشورت کردیم. البته پول قابل توجهی هم بابت این مشاوره پرداخت کردیم اما چون می خواستیم تصمیم مهمی بگیریم، ارزش این هزینه را داشت.

برخی از نکات عمومی که برای امور شرکت ها هم می تواند قابل توجه باشد، موارد زیر بودند:

  • شرکت آموزشگاه نیست و کارکنان نباید توسعه شخصی خود را از شرکت انتظار داشته باشند. در عین این که هیچ تضمینی برای نگاه داشتن افراد در شرکت وجود ندارد.
  • در شرکت های بزرگ دنیا انتظار این است که فرد اول خود را توسعه داده باشد بعد وارد سازمان شود.
  • آموزش برای تخصص فرد باید طوری باشد که موجب پایبندی فرد به سازمان باشد و به نوعی هویت شرکتی باشد. در این حالت باید موجب همیت و هویت شرکتی باشد و بتواند به این وسیله کارایی بالاتری داشته باشد.
  • زمان آموزش کارکنان نباید خیلی زیاد باشد، مگر این که برای فرد لازم باشد.
  • دوره های 250 تا 300 ساعته در سازمان مدیریت صنعتی، دوره های راحت و ساده ای است که شبیه منبر موعظه است و توصیه نمی شود.
  • دوره های آموزشی کوتاه مدت دو تا 3 روزه معادل تزریقات است و اثر کوتاه مدت دارد و برای دراز مدت اثربخشی ندارد.
  • دوره های یک تا دو ماهه که 2 روز در هفته باشد، توصیه می شود.
  • دوره های آموزشی مهارت افزایی اگر موجب افزایش 70 درصد مهارت شود خیلی خوب است. مهارت ها باید از طریق کارگاه آموزشی باشد.
  • دوره های سمیناری به درد نمی خورد جز با هدف افزایش روحیه جمعی و گردهمایی بخشی از کارکنان و ایجاد فرصت های گفتگو و شناخت بهتر نسبت به هم است.
  • برای دوره های آموزشی فله ای و انبوه نمی توان انتظار اثربخشی مطلوب را داشت. باید برای افراد سیستم انگیزشی مناسب تدوین شود. مثلا دوره های کامپیوتر و زبان را به صورت خودآموز دنبال کرد.
  • روال معمول در سازمان ها این است که فرد به حدی از رشد و ارتقا می رسد که ترجیح می دهد سازمان را ترک کند.
  • برای دوره های مرتبط با توسعه شخصیت کارکنان، سرمایه گذاری نکنید و بیشتر به دنبال بهبود رفتارها و تغییر نگرش کارکنان باشید. برای دوره های مرتبط با شخصیت طبق قاعده پارتو، اگر 80 درصد هزینه، زمان و انرژی صرف کنیم شاید 20 درصد نتیجه بگیریم.