برای انجام کاری در شرکتی قبلا دولتی که تازه خصوصی شده است، معروف رفته بودم و در طبقه دوم بودم. موبایلم زنگ خورد و در همان ساختمان از طبقه دوازدهم دعوت به مصاحبه شدم. برای ده دقیقه بعد قرار گذاشتم و نزد مدیر توسعه کارکنان شرکت 2 هزار نفری بودم. جناب مدیر نام جلسه را به جای مصاحبه مراوده نامید و صحبت را آغاز کرد. نیم ساعت اول را من صحبت کردم و سپس یک ساعت بعدی او بود که داشت از خودش می گفت و این که ویژگی های سازمانش چیست و چگونه از کارگری در شرکت شروع کرده و حالا به پست مدیر توسعه کارکنان رسیده است و حتی در مورد حقوق و فیش حقوقش هم صحبت کرد. همه اینها در راستای این بود که بتواند مرا متقاعد کند در شرکت مشغول به کار شوم و در جایی هم آرزو کرد که به زودی من مدیر بالادستش شوم. 

برداشتم از این مصاحبه این بود که مدیر مربوطه فردی بود که واقعا در پستی نامناسب قرار گرفته بود و تقریبا دانش تخصصی در حوزه کاری خودش نداشت و مدعی کارهای منابع انسانی در شرکتی با درآمد سالانه حدود 4 هزار میلیارد تومانی بود. در مصاحبه می پرسید آیا تا بحال با مدیر دیگری دعوا کرده ام و وقتی دعوا می کنم چگونه در مشاجره پیروز می شوم. پاسخ من این بود که به لحاظ رفتار سازمانی دعوا کردن کار افراد نامدیر است و باید در سازمان همیشه گفتگو کرد و راه حل برای مشکلات خود پیدا کرد و ایشان در ادامه اضافه می کرد که باید برای پیشبرد کارها دعوا کرد و ما غالبا در این شرکت با هم از این مشکلات داریم و من دائما با مدیر بالا دستم دعوا دارم.  

خلاصه این که در مصاحبه بسیار بد عمل کرد و آن چنان در موضع ضعف قرار گرفته بود که مجبور شد فیش حقوقش را به من نشان دهد یا این که دائما از سازمانش دفاع کند. مبلغ حقوقی را که به من پیشنهاد کرد، من سه برابر کردم و گفتم با کمتر از این مقدار حاضر به کار کردن نیستم، و ایشان در کمتر از یک دقیقه قبول کرد و سایر مطالب.

در حوزه منابع انسانی و سازمان، این نمونه که اشاره کردم، مشتی از خرواری است که در این پست ها در شرکت های مختلف (از نظر دولتی و نیمه دولتی و خصوصی) وجود دارد و مدیران نابلد در این حوزه بسیارند که حتی از مصاحبه کردن درست هم عاجزند. پیشتر هم نوشته بودم که در حوزه منابع انسانی فقر سرمایه انسانی وجود دارد و مدیران این حوزه متاسفانه نارکارآمد هستند. در حالی که در سازمان ها مدیران و کارشناسان منابع انسانی باید تسلط کافی بر روی مسائل مختلف داشته باشند که بتوانند الگو و مرجع رفتاری برای سایر مدیران سازمان باشند.