سازمان یک محیط اجتماعی است و حضور و کار کردن در یک سازمان به عنوان یک عضو (مدیر، کارمند و ...) نیازمند ارتباط با سایر افراد سازمان است. در هر رابطه انسانی، یکی از مبانی اصلی اعتماد کردن به طرف مقابل و نیز ایجاد اعتماد نسبت به خود است و هر قدر ارتباطات انسانی در این حوزه تقویت شود، امکان اثرگذاری بیشتر را فراهم می کند.
برای ایجاد اعتماد در سایر افراد، مدل های مختلفی پیشنهاد شده که یکی از آن در حوزه رفتار سازمانی است که مبانی اعتماد را تشریح می کند. (لینک) برای ایجاد اعتماد در همکاران و مدیر خود می توان از این مدل بهره گرفت.

توانایی (Ability): ایجاد این تصور که ما نسبت به انجام کارها در زمینه تخصصی خود توانایی لازم را داریم و اگر کاری سپرده شود، می توانیم آن را به سرانجام برسانیم.

خیرخواهی (Benevolence): ارائه این ذهنیت که در انجام کارها و روابط صرفا به دنبال منافع فردی خود نیستیم و منافع سازمان هم برای ما مهم است و در تصمیم گیری ها و رفتارها صرفا به خودمان و شرایط خودمان فکر نمی کنیم، بلکه سایرین هم برای ما اهمیت دارند.  به عبارت دیگر بقیه بدانند که ما دلسوز سازمان هم هستیم.

یکپارچگی (Integrity): حرف و عمل ما با هم مطابق داشته باشد. به حرف هایی که می زنیم پایبند باشیم و مطابق ادعاها و گفتارهای خود نیز عمل کنیم. (یک مثال عملی)


اعتماد، مبنای هر ارتباط عمیقی و غیرسطحی است. به صورت اصولی! با ایجاد اعتماد می توانیم اختیارات بیشتری از جانب مدیران بگیریم، در سلسله مراتب سازمانی رشد کنیم، دوستی ها را در محل کار توسعه دهیم و فرد قابل اتکایی برای همکاران، مدیر و سازمان خود باشیم.