یکی از وظایف اصلی مدیران در سازمان ها، رهبری و مدیریت عملکرد مجموعه کارکنان است و از نگاهی دیگر مدیر وظیفه توسعه و ارتقا کارکنان خود را به عهده دارد.

این موضوع در زیمنس به این صورت است که هر مدیر باید در ابتدای هر سال کاری، جلسه ای را با هر فرد برگزار کند و با هم در مورد برنامه های کاری فرد، گفتگو کنند و کارکنان باید برنامه های خود را ارائه کنند و مدیر هم از این راه بداند چگونه می تواند در تحقق برنامه فرد امکانات را فراهم کند یا این کار را تسهیل کند. برخی از مثال هایی که برای ما گفتند این بود که فرد می خواهد در فلان حوزه کاری مهارت کسب کند، یا این که می خواهد بچه دار شود، یا قصد مهاجرت دارد یا این که می خواهد در یک زمینه کاری وقت بیشتری بگذارد و در مقابل از کارهای دیگر خود کم کند. در طرف مقابل مدیر هم خود را متعهد می داند تا جایی که بتواند با فرد بر سر یک برنامه کاری و عملیاتی در طی یک سال آینده توافق کند و منابع لازم را برای فرد فراهم کند. مثلا وی را به دوره آموزشی خاصی بفرستد، یا بخشی از کارها را به وی تقویض کند و الخ.

در نهایت دو طرف در پایان این گفتگو، به یک توافق می رسند که آن را مکتوب می کنند و دو طرف خود را ملزم به تحقق آن می دانند و در طول سال مدیر در نقش مربی به کارمند خود، کمک می کند. در پایان سال و در جلسه گفتگوی جدید، ابتدا مدیر برنامه توافق شده سال قبل را مورد ارزیابی قرار می دهد و بر این اساس فرد را ارزیابی عملکرد می کند.