به يك مهماني افطاري دعوت شده‌ايم. حدود 20 نفر از دوستان حضور دارند و البته همگي مهندس! ساعت 17:30 صرف افطار شروع مي‌شود. صحبت‌ها گل انداخته و دوستان از هر دري سخن مي‌گويند. ساعت 18 مي‌شود. يكي از دوستان عزيز تذكر مي‌دهد كه سريال شبكه دو الان شروع مي‌شود. جمع كثيري از دوستان حاضر به آن سمت منزل كه تلويزيون قرار دارد مي‌روند. صحبت‌ها قطع مي‌شود و سكوت برقرار. ساعت 18:30 مي‌شود. دوستان مهندس ما تذكر مي‌دهند كه سريال خانه به دوش شروع خواهد شد و به دنبال آن كانال را عوض مي‌كنند و باز هم سكوت برقرار مي‌گردد و ... ساعت 19 شبكه 5 سريال پخش مي‌كند و الخ.

موضوع اين نيست كه چرا همه به دنبال ديدن سريال هستند بلكه چه اتفاقي افتاده كه ما حاضريم به اين نوع سرگرمي‌ها و تفريحات تن در دهيم. سريال‌هاي رو حوضي كه كمتر از اپسيلوني محتوي دارند، تا اين اندازه در هر قشري طرفدار پيدا مي‌كنند.

پاسخ روشن است. ما تفريح ديگري نداريم. ما نمي‌توانيم انرژي خود را در جاي ديگري تخليه كنيم. به عبارتي برنامه‌اي براي صرف اوقات شريف نداريم. همين و بس.