پیشتر مطلبی نوشته بودم در مورد فرهنگ ها و این که فاصله قدرت و سلسله مراتب یکی از ابعاد مدل است. به استناد مدل و تفسیر آن، فاصله قدرت زیاد در ایران زیاد ارزیابی شده است. + فاصله قدرت به این معنی است که در ایران، غالبا به طور پیش فرض افراد زیردست در تعامل با مدیران، انتظار فاصله دارند و از نگاه دیگر اگر مدیری بخواهد عملکرد بهتری داشته باشد، یکی از نکاتی که باید بر اساس این مدل به آن توجه کند، حفظ فاصله قدرت با زیردستانش است. اگر این فاصله خیلی کم شود و زیردست خود را هم رده مدیرش بداند، احتمالا عملکردش پایین می آید.

همین نکته در مورد کشورهای عربی واضح تر است. یعنی در کشورهای عربی اگر مدیری بخواهد موفقیت بیشتری کسب کند، باید رفتار دیکتاتوری گونه ای داشته باشد و اگر در فرصت هایی مجال مشارکت و همراهی به زیردستانش بدهد، آن ها انگیزه خواهند گرفت و با رغبت بیشتری کار خواهند کرد.

در نقطه مقابل در کشورهایی مانند آلمان، این فاصله قدرت، نصف کشورهای عربی است و اگر مدیری با کارکنان برخواسته از آن فرهنگ کار کند، اگر فاصله قدرت را زیاد کند، باعث نارضایتی آنان خواهد شد و کارکنان نیاز دارند، با مدیرشان نزدیک تر باشند، تا بهتر کار کنند.