هر سال تعداد زیادی از رشته های دانشگاهی فارغ التحصیل می شوند و وارد بازار کار میشوند، اما آن چه که بین این تعداد زیاد فارغ التحصیل و کسانی که در سال های پیشتر فارغالتحصیل شدهاند، تمایز ایجاد میکند، میزان بهرهمندی از تخصص یا شایستگیهای مرتبط با رشته تحصیلی یا کاری است. مثلا یک بار یک پزشک متخصص میگفت که از تخصص ایشان فقط ٣٠ نفر در ایران وجود دارد و به همین دلیل کار و بارش خوب است، در عین این که تعداد زیادی پزشک عمومی در حال حاضر در کشور وجود دارد.
این معیار، روش خوبی برای هدفگذاری در کارراهه شغلی و فردی هر کسی میتواند باشد تا بتواند خود را متمایز کند و در هدفگذاری برای خودش تعیین کند که جزو چند نفر اول تخصص کاری خود میخواهد باشد. فردی که بتواند جزو صد نفر یا ١٠٠٠ نفر اول در یک حوزه کاری باشد، قاعدتا فرصتهای کاری خوبی خواهد داشت و توان چانهزنی بالاتری در کسب درآمد و موقعیتهای شغلی به دست خواهد آورد. البته این موضوع بیشتر در حوزههای کارشناسی است که نیازمند کار تخصصی است و شاید برای حوزه مدیریت نتوان از این تعریف و قاعدهمندی استفاده کرد.
اندازهگیری معیار نایابی در تخصص، قدری سخت است. برای حوزههای کاری مختلف هر فردی باید با توجه به نوع کار، روش اندازهگیری آن را تعیین کند. یکی از روشها، تعداد افرادی است که در کنفرانسهای تخصصی حضور مییابند. کنفرانسها محک خوبی است که بتوان با یک دقت ۵٠ درصدی تعداد افراد متخصص را تخمین زد و جایگاه خود را در اینکه جزو چند نفر اول باشی، حدس زد. معیار دیگر گواهینامههای تخصصی است (مانند گواهینامههای بازرسی جوش) که فرد به استناد آنها می تواند حدس بزند که در چه وضعیتی قرار دارد و الخ.
هر چه هست هدفگذاری و تلاش برای متمایز شدن از سایر متخصصان در یک حوزه کاری است که بتواند نایابی در تخصص را ایجاد کند.
