این نوشتار پاسخی به نظرسنجی در مورد آیا برای مدیر پروژه بودن، حداقل سن و حداکثر وجود دارد؟

پرسش در مورد سن مناسب برای مدیر پروژه شدن، سوال جالبی است. برای پاسخ به این پرسش از دو منظر می توان به این سوال جواب داد. اول ماهیت مدیریت پروژه و الزامات آن، دوم قبول کردن پیشنهاد برای شغل مدیریت پروژه.

ماهیت پست مدیریت پروژه:

اول- فراتر از وظایف معمولی که برای یک مدیر تعریف می شود، وظایف دیگری هم به عهده مدیر پروژه است که باید بتواند در آن حوزه ها نقش ایفا کند. مثلا یک مدیر پروژه باید بتواند ریسک کند، هزینه ها را مدیریت کند، تصمیم گیری کند و زمان را مدیریت کند تا پروژه به موقع انجام شود.

دوم- برای انجام کارهای فوق، اگر فردی بخواهد کارهایش را به صورت اثربخش پیش ببرد، باید دارای تجربه مناسب کارشناسی باشد. فردی که سازمان را به خوبی نشناسد، یا ماهیت کارهای کارشناسی و عملیاتی را به خوبی نداند و خودش به اندازه مناسب فعالیت کارشناسی نکرده باشد، وقتی که به عنوان مدیر پروژه کار می کند، به دلیل این که ماهیت آن کارها را درک نکرده است، به جای مدیریت کردن بر پروژه وقت خود را صرف موارد پیش پا افتاده خواهد کرد. احتمالا به دلیل عدم تفوبض اختیار، در کارهای بقیه دخالت خواهد کرد. به موارد خیلی کوچک و جزیی گیر خواهد داد.

از مسائل مهم پروژه، امور مالی آن است. فردی که تجربه ناکافی در پروژه دارد، وقتی که به عنوان مدیر پروژه برای یک پروژه بزرگ انتخاب می شود، به ساده ترین هزینه ها گیر خواهد داد و به جای تخصیص وقت خود در پیش برد کارهای پروژه، دنبال ردیابی کردن ساده ترین هزینه ها، مانند خودکار و لوازم التحریر و ... خواهد بود. در گذشته از یکی از مدیران پروژه موفق کشور مثالی داشت و می گفت: مدیر پروژه ای که تابحال در عمرش چک 10 میلیونی امضا نکرده نمی تواند یک پروژه میلیاردی را مدیریت کند

سوم- یک مدیر پروژه علاوه بر وظایف جاری خود، نقش دیگری را نیز باید ایفا کند. برای پیشبرد کارهای پروژه باید بتواند به خوبی مذاکره و چانه زنی کند (نقش مذاکره کننده)، بین بخش ها و افراد مختلف در پروژه هماهنگی ایجاد کند و از دوباره کاری ها جلوگیری کند (نقش هماهنگ کننده) و الخ. انجام این نقش ها فارغ از توان کار کارشناسی، نیازمند تجربه و مهارت است. یک مدیر پروژه باید بتواند نیروهای مورد نیاز را جذب کند و از آن ها کار بخواهد. اگر یک مدیر پروژه کلا 4 سال سابقه کار داشته باشد، احتمالا کمتر پیش می آید که فردی با 15 سال سابقه کار بخواهد به عنوان زیردست در پروژه کار کند. پیشبرد کارهای پروژه گاهی اوقات نیازمند پا در میانی، وساطت و کارهایی از این دست است. از سوی دیگر یک مدیر پروژه نیازمند قدرت است. منابع قدرت مدیر، قدرت ناشی از جایگاه شغلی، مشروعیت، تشویق و تنبیه و توان کارشناسی فرد است. تجربه بالاتر قدرت ناشی از مشروعیت و توان کارشناسی را افزایش می دهد. 

چهارم- اندازه یک پروژه معمولا با ارزش آن سنجیده می شود. برای انتخاب یک مدیر پروژه استاندارد خاصی وجود ندارد، اما با توجه به نرم های موجود در بازار ایران، برای مدیریت پروژه های میلیاردی مدیر پروژه باید حداقل 10 سال سابقه کار و 5 سالی تجربه مدیریت پروژه های کوچک را داشته باشد. البته این نظر کاملا شخصی است.

قبول کردن پیشنهاد برای شغل مدیریت پروژه:

حال اگر پیشنهادی برای شغل مدیریت پروژه شود، باید پذیرفت یا نه؟ اما چرا این سوال را این طور نمی پرسیم که آیا باید به دنبال پست مدیریتی رفت یا نه؟ پاسخ به این سوال این است که یک فرد در طول دوران کاری خود پس از چند سال (بر اساس کتاب رفتار سازمانی رابینز) در دهه دوم کاری خود میل به انجام کارهای مدیریتی پیدا می کند و به این سمت کشیده می شود. بنابراین سوال ما این است که در زمانی که فرد نمی خواهد یا خود را شایسته نمی بیند، وقتی با پیشنهاد مدیریت پروژه روبرو می شود، چه باید بکند؟

همه موارد فوق که در مناقب مدیر پروژه گفته شد، برای پروژه هایی است که لازم به صورت کارا و اثربخش اجرا شوند. قبول کردن این گونه پیشنهادها، در هر بازه زمانی از تجربه کاری که باشد، قابل فکر کردن است. شاید قبل از هر چیزی تصمیمی اخلاقی به نظر برسد که موضوع را شخصی می کند، اما دیدن تعداد زیادی مدیر پروژه با حداقل شایستگی در سایر سازمان ها، برای افرادی که خود را شایسته می دانند و از دیدن بقیه رنج می برند، موضوع مهمی است. پاسخی که می توان به سوال پذیرفتن یا نپذیرفتن پیشنهاد داد این است که در وهله اول باید دید که آیا معیارهای اجرای یک پروژه از نظر زمان و هزینه، مهم هستند یا نه؟ اگر این معیارها جدی نیستند، در کانتکس ایران، قبول کردن این پست در هر حالتی خوب است و برعکس اگر این معیارها مهم هستند، تا زمانی که خود را شایسته این کار نمی دانیم، پیشنهاد را قبول نکنیم!