شما برای مصاحبه برای تصدی یک شغل مرتبط با حوزه منابع انسانی دعوت می شوید. از قضا یک مدیر ارشد باتجربه و کار دست با شما مصاحبه می کند و به عنوان کلیدی ترین سوال از شما می پرسد: "شما چه تجربه ای در مورد حل مسائل مهم سازمان و در حوزه منابع انسانی داری و مهمترین یا دشوارترین مسأله ای که در رابطه به سازمان یا منابع انسانی حل کرده ای چه بوده است و اثربخشی مجموعه کارهای خود را چگونه می توانید نشان دهید؟"
این مدیر کاردرست از حاشیه رفتن خوشش نمی آید و در طی ۵ دقیقه از شما می خواهد که به سوال پاسخ دهید. برای پاسخ به این سوال می توان خیلی به حواشی پرداخت اما چون صحبت از اثربخشی می کند، باید به صورت دقیق جواب را داد که نشان از رویکرد دقیق شما،‌ به مساله است و این که این مدیر احساس کند می‌تواند شما را به عنوان بهترین گزینه انتخاب کند.

در حوزه منابع انسانی و کارهای مرتبط با سازمان، معمولا افرادی که در این حوزه کار می کنند، کارهای متنوع و زیادی انجام داده‌اند و تجربیات مناسبی اندوخته‌اند و اگر بخواهند از کارهای خود بگویند، می‌توانند چندین ساعت در این خصوص توضیح دهند،‌ اما شاید یکی از پاسخ‌های مناسب به سوال، این باشد:
در طی مدتی که در این حوزه کار کرده‌ام، موارد زیر به عنوان نتیجه کار من بوده است:‌

  • افزایش شاخص رضایت شغلی به میزان مثلا 10 درصد
  • توسعه مدیریت در سازمان و افزایش اثربخشی مدیران از طریق اندازه گیری وجه رضایت از مدیران در رضایت شغلی و 360 درجه
  • جذب نیروهای کارآمدتر و افزایش شاخص دقت جذب از مثلا ۴ به مثلا ٧
  • در مدل EFQM معیار کارکنان در معیارهای 3 و 7 مثلا عدد 120 از 180 امتیاز ممکن حاصل شده است و در مقایسه با سایر توانمندسازها و نتایج، بیشترین سهم را داشته است.

مهم ترین موضوعی که در بیان عمکلردها وجود دارد، این است که اولا کمی باشد و دوما بر اساس شاخص کلیدی عملکرد KPI مرتبط با شغل گفته شود. سخن گفتن از عملکرد بر مبنای شاخص ها و نتایج به دست آمده، از موارد کلیدی است که شاید در مصاحبه ها کمتر به آن توجه می شود و اگر فردی بتواند به خوبی به این شاخص ها بپردازد، در شرایط منطقی، احتمال در مصاحبه موفق تر خواهد بود.

پی نوشت: در تمام موارد فوق فرض این است که فرآیند جذب، به صورت منطقی و بر اساس شایسته گزینی انجام می شود.