این یادداشت را به این بهانه می نویسم که مدتی در صنعت خودرو شاغل بودم و هنوز هم پس از 6 سال از تغییر صنعت کاری به اخبار حوزه خودرو علاقه مندم و آن ها را پیگیری می کنم.
هفته گذشته در اولین هفته کاری سال 88، مدیرعامل ایران خودرو تغییر کرد. این خبر در رسانه های دور از دولت بازتاب منفی داشت. چندین یادداشت خواندم که مدیرعامل پیشین را فردی کار درست و دارای توان مدیریت معرفی می کرد و با درایت خود ایران خودرو را دگرگون کرده بود و به ناحق برکنار شده است. (متن خبر) اما به نظرم در تحلیل این ماجرا و قضاوت در خصوص عملکرد مدیریت ایران خودرو باید منصف بود. دکتر منطقی در سال 81 به عنوان مدیرعامل ایران خودرو منصوب شد و در این مدت آن چه در کارنامه دارد، تولید خودروی 206 صندوق دار و حذف پیکان از سبد محصولات و عدم توانایی در جایگزین کردن خودرویی به جای پیکان بود. از زمان تعطیل کردن خط تولید پیکان که به زور سازمان محیط زیست و فشارهای رییس جمهور انجام شد، ایران خودرو سعی کرد که بتواند خودرویی مشابه پیکان داشته باشد و در رقابت با پراید، این بخش از بازار را از دست ندهد. بارها و بارها هم وعده تولید خودروی ارزان قیمت هم داده شد. (متن خبر) البته حتما مشکلات زیادی در پیش رو وجود داشته است که ایران خودرو نتوانست خودروی جدیدی تولید کند، وگرنه هر عقل سلیمی می دانست که باید این نوع محصول باید تولید شود.
بررسی مقایسه آمار تولید خودرو در سال 87 نیز شاخص های ناامید کننده ای از وضعیت تولید خودرو در ایران خودرو در قیاس با سایپا نشان می دهد. روزگاری که سایپا رقیب نحیفی در مقابل تعداد تیراژ ایران خودرو بود، خیلی دور نیست. اما پس از چند سال وضعیت تعداد تولید تغییر یافته است و سایپا حداقل از نظر تیراژ آمار بهتری دارد. (متن خبر)
من در پیچیده بودن تولید در صنعت خودرو شک ندارم و می دانم که مدیریت یک مجموعه 30 هزار نفری بسیاری کار سختی است که هر کسی نمی تواند از عهده این کار برآید و مشکلات روزمره سازمانی به این اندازه آن قدر هست که به کسی فرصت کارهای دراز مدت را نمی دهد. تصور کردن تامین غذای روزانه این تعداد پرسنل به عنوان یک شاخص کاملا سختی کار را نمودار می کند اما در کنار همه این ها عملکرد مدیریت یک سازمان باید با شاخص های عملکردی باشد که این چیزها در عملکرد مدیریت سابق ایران خودرو دیده نمی شود.