پارادوکس مشاوره، یک عنوان جالب برای بررسی تعامل مشاوران با کارفرمایان. من از تجربه تعامل و همکاری با مشاوران تجربه خوبی ندارم. در طی چند سال گذشته دفعات زیادی شده که سعی کرده ایم با تعدادی مشاور کارهایی را پیش ببریم اما در عمل کلی به خودمان بد و بیراه گفتیم که اصلا چرا خواستیم این کار را به پیمانکار بسپاریم. یک بار با سازمان مدیریت صنعتی، کانون ارزیابی مدیران برگزار کردیم. این سازمان پیش از ما حدود 100 کانون ارزیابی برگزار کرده بود. وقتی به اعتبار همان سابقه برگزاری کانون قرارداد بستیم تصور ما این بود که حتما از نظر متدولوژی و روش انجام کار کامل و غنی هستند. اما وقتی کار را شروع کردیم متوجه شدیم متدولوژی چقدر اشکال دارد. از همه این ها که بگذریم حتی در دادن یک گانت چارت و تحلیل مستندات پروژه هم عاجز بودند. وقتی که با سخت گیری های ما کار به پایان رسید، خودشان اظهار داشتند که این بهترین پروژه ای بوده است که تا بحال انجام داده اند و از ما هم به خاطر سخت گیری هایمان تشکر کردند. حتی مدیر پروژه می گفت تا به حال در بین همه پروژه های گذشته هیچ کارفرمایی این اشکالات ما را ندیده بود. این ها را گفتم که قدری فضای مشاوره را تصویر کنم. تازه این تجربه تعامل با سازمان مدیریت صنعتی بود، الان شرایط بازار مشاوره به گونه ای شده است که بعد از مسافرکشی، مشاوره شغل رایج شده است و اگر کسی کار پیدا نکند، مشاور می شود. 
تجربه تعامل با تعداد قابل توجهی از مشاوران، هیچ اطمینانی به من نمی دهد که نخواهم کارهای مشاور را به دقت چک کنم، حتی متدولوژی را که شاید ساده ترین قسمت کار به نظر می رسد. البته لازم است که کارهای مشاوره را هم از تفکیک کنیم. مثلا بین مشاوره اجرای سیستم ایزو در یک شرکت تا برنامه ریزی استراتژیک تفاوت قابل ملاحظه ای است و نمی توان همه را با یک چشم دید. لازم است که هر کارفرمایی متدولوژی مشخصی در پایش پروژه های خود داشته باشد. 
در کنار این ها، طی سه سال گذشته با سه مشاوره خارجی هم کار کرده ام. در تیم آن ها جوان ترینشان 10 سال از من برزگتر بود و به هر کسی مشاور نمی گفتند و گرید سینور و جونیور داشتند و هر کسی به خودش اجازه نمی داد در هر کاری نظر دهد. در مقابل بازار مشاوره ایران طوری است که مانند بقیه امور، هر کسی به خودش اجازه می دهد در هر زمینه ای اظهار نظر کند و شرکت های مشاوره (البته نه همه آن ها) برایشان فرقی نمی کند که محتوای پروژه چیست و آیا دانش انجام کار را دارند یا نه. در غالب مناقصه ها شرکت می کنند و پورپوزال می دهند حال طرح جامع انفورماتیک باشد یا ارتقا پیمانکاران.
در مقابل کارفرماها هم رفتار درستی از خود بروز نمی دهند. نه تعریف درستی از پروژه می کنند، نه نظارت درستی می کنند و گاهی اوقات حتی نمی دانند چه چیزی می خواهند. همه این ها دست به دست هم می دهد که بازار مشاوره با کلی تناقص و پارادوکس مواجه شود.