اين روزها شركت عزيز ما دوره عمر جديدي را تجربه مي‌كند. پس از 3 سال حركت شتابان و كار مستمر براي انجام كارها و راه‌اندازي شركت، حالا وضع به گونه ديگري است. به تدريج كارها در روال جاري و تعريف شده خود انجام مي‌شود. به بياني ديگر كارها به سمت كارمندي پيش مي‌رود. در اين مدت ما هم كارهاي زيادي براي استقرار سيستم‌هاي مختلف انجام داديم، هر چند كه از دست مدير عزيزمان دق كرديم، اما توانستيم بستر سيستمي خوبي را مهيا كنيم و اكنون در اين دوران، سيستم‌ها بيشتر نيازمند مراقبت و پايش هستند و كارها در روال خود انجام مي‌شود.

بعد از 2 سال احساس مي‌كنم در حال فسيل شدن هستم. ولي نمي‌دانم چرا سايرين از حالا به فكر بازنشستگي و 27 سال بعد هستند! راستي كار خوب سراغ نداريد؟!!