در طی دو هفته گذشته دو اتفاق خیلی بد اخلاقی در سازمان ما رخ داد که متاسفانه من آن ها را دیدم. البته مجاز به گفتن شان نیستم.(شاید هم روزی افشا کردم) اما چون پای آبروی چند نفر خطاکار در میان است ترجیح می دهم با هیچ کس! در این زمینه ها گفتگو نکنم.

دیدن این اتفاقات باعث شد چند بار به طور جدی به رفتن از سازمان بی اخلاق فکر کنم و فکر کنم که چرا سازمان های ایرانی بعد از چند سال صمیمیت و رفاقت کارشان به اینجا می کشد که همه آدم ها در پی زیرآب زدن و ماکزیمم کردن نفع شخصی خودشان هستند. حتی در بعضی مواقع زیرآب زدن فقط لذت خنک شدن دل به همراه دارد ولی با این حال منابع انسانی دنبال زیرآب زنی هستند. تمام این شواهد، این نظریه را در من تقویت می کند که سازمان های ایرانی فقط در 5 سال اول عمرشان جای به درد بخوری برای کار و دل سپردن هستند و بعد از آن باید سازمان را ترک کرد. دلایل این که چرا ما در سازمان ها رفتارهای این طوری بروز می دهیم فراوان است که به نظرم چندان هم قابل حل نیستند و من ترجیح می دهم به جای حل مشکل رفتاری آدم ها فکری به حال خودم بکنم.