در حاشيه دعوای تعطيلی نمايشگاه بين‌المللی تهران

خبر: ايسنا- ۰۹/۰۵/۸۳

اسحاق جهانگيري، وزير صنايع و معادن، در گفت‌وگو با خبرنگار صنعت خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: نمايشگاه بين‌المللي به هر كجا كه منتقل شود، آنجا نيز ترافيك ايجاد خواهد شد. وي ادامه داد:« چه فرقي بين ترافيك خيابان چمران و خيابان نازي آباد وجود دارد؟ مگر مردم چمران با مردم نازي آباد فرق دارند؟»

زمانی كه اين صحبت‌ها را از جناب وزير كه وی نيز يك صنايعی است خواندم، به نظرم رسيد چرا وی از نازی‌اباد نام برده و خواهان انتقال ترافيك خيابان چمران به خيابان نازی‌آباد شده است. حال آن‌كه چمران بزرگراه است و نازی‌آباد هم محله! كلمه نازی‌آباد را در اينترنت جستجو كردم. برخی موارد كه يافت شد:

- ستون پیامهای شما سایت بازتاب : شايسته بود كه رهبري خود را متعلق به كل نظام بداند متعلق به همه لايه هاي جامعه از ميدان محسني گرفته تا جواديه و نازي آباد . از زرتشتي و مسيحي گرفته تا شيعه و سني .از چپي ها گرفته تا راستي ها و بالاخره خود را در خدمت كل ملت ايران بداند.

- روزنامه كيهان: درهزار دستگاه نازي آباد اكثر خيابان ها شب ها تاريك و ظلماني است. از اداره برق درخواست رسيدگي داريم.

- روزنامه كيهان: ازمسئولان شركت واحد مي خواهيم براي انتهاي عبدل آباد فكري كنند و اتوبوس هاي نازي آباد را از آنجا عبور دهند.

پس از جستجو متوجه شدم كه جناب وزير در نثر مسجع خود از جناس متضاد بهره برده و در نظر ايشان نازی‌آباد آخر تهران است. گويی هر بار كه ايشان به ولايت خود (سيرجان) سفرمی‌كند، نازی‌آباد آخرين نقطه‌‌ای است كه از آن می‌گذرد.

به ياد اولين روز حضور در دانشگاه شريف (مهر ۷۴) افتادم. يكی از دوستان اهل ولنجك پس از آشنايي، وقتی فهميد بچه نازی‌آبادم با تعجب پرسيد:"اگر اهل نازی‌آبادی پس چرا فحش نمی‌دهي؟"!!