سال 78 برای اولین بار عبارت شش سیگما را شنیدم. این تکنیک تازه در ایران معرفی شده بود و یک آقای دکتر هندی به نام چادهوری در ایران خودرو و سایپا به عنوان مشاور آمده بود. این دکتر پروفسور آمار بود و شغلش هم مشاور شش سیگما بود. به مدد ترجمه کتاب جک ولش –مدیرعامل افسانه‌ای جنرال الکتریک- و تجربیاتش در خصوص شش سیگما موج دیگری در صنایع کشور راه افتاد و همه دنبال شش سیگما رفتند. پروژه‌های زیادی در این خصوص تعریف شد و کار و بار برخی از آقایان سکه شد. این موج چند ساله، چیزهای دیگری هم درست کرده است. از جمله شش سیگمای ناب یا تفکر شش سیگما و .... به عمق همه این مطالب که نگاه می‌کنی همان درس کنترل کیفیت آماری است که آقایان در دانشگاه تدریس می‌کردند و روزگاری مشتری نداشت، حالا به نام شش سیگما و معجزه و کاهش هزینه به خورد مدیران بی‌سواد صنایع می‌دهند و چه پو‌ل‌ها هم که به جیب نمی‌زنند. این که می‌توانند پول دربیاورند، خوش بحالشان اما موضوع ضایع این قضیه این است که به نام علم و دانش،‌ سر ملت کلاه می‌گذارند. برای شش سیگما، آکادمی و مجله و بولتن و سایت راه‌انداخته‌اند و خلاصه تا می‌توانند در پاچه ملت می‌کنند.

این گروه اخیرا به ما پیشنهادی داده‌اند که اگر خواستید برای شما هم این کارها را می‌کنیم و مسائل شرکت را با تکنیک شش سیگما حل می‌کنیم. قیمتشان هم خیلی ارزان است. از صد میلیون تومان تومان شروع می‌شود! شرح تکنیک هم خیلی ساده است. ابتدا آمار جمع می‌کنند و آمار را تحلیل می‌کنند و بعد هم مساله حل می‌شود. این کار قبلا اسمش حل مساله بود و قیمتش 20 میلیون، حالا شده شش سیگما و صد میلیون و تضمینی.

جمع‌بندی افشاگری: عده‌ای ... می‌شوند و الکی پول خرج می‌کنند و عده‌ای این پول‌ها را جمع می‌کنند و پول‌دارتر می‌شوند.