از اول سال تا به حال، سخت مشغول به کار بوده‌ام و تقریبا هیچ فرصت خاصی برای گپ زدن و گفتگو با همکاران و دوستان نداشته‌ام. غالب وقتم صرف کار شده است. امروز فرصتی دست داد تا با یکی از دوستان قدری گپ کاری بزنیم و به دور از هیاهوی کار،‌ در مورد مشکلات کاری و مسائل جانبی شرکت صحبت کنیم. قدری که صحبت کردیم احساس کردم، این گپ زدن در مورد سازمان و مسائل کاری برای من یک نیاز است و این نیاز من چند وقتی است که برآورده نشده است. در موقع احساس کردم باید دنبال یک نفر بگردم که یکسری موارد را برایش بگویم و با هم گپ بزنیم تا خالی شوم. به مدل‌های رفتار سازمانی و انگیزش و هر آنچه بلد هستم رجوع کردم دیدم تا به حال در این مقوله نه چیزی دیده‌ام و نه خوانده‌ام. تنها توجیهم این بود که این کار برای من یک عادت شده است و چون به این عادت نپرداخته‌ام حالا احساس کمبود می‌کنم.