چند روز قبل با آبدارچی شرکت صحبت می کردم. از اضافه شدن حجم کارهای این چند وقته شکایت داشت. علت را پرسیدم گفت به خاطر این شیر و کیکی که به کارکنان تولیدی داده می شود، اخیرا کار ما هم اضافه شده است. گفت قبلا شیر و کیک را در محل کار کارکنان تولیدی شرکت توزیع می کردیم اما گفتند که این طوری توزیع نکنید، نحوه توزیع عوض شد و این شیر و کیک در محلی گذاشته می شد تا هر کس بیاید بردارد و در محل کارش آن را بخورد ولی چون کارکنان بیش از یک عدد بر می داشتند و از طرفی هم می خواستند تا شیر و کیک را از شرکت خارج کنند، بنابراین حالا ما باید در محل توزیع بایستیم و هر کس که مراجعه می کند تا شیر را بردارد، ما با نی شیر را سوراخ می کنیم و بسته کیک را هم باز می کنیم تا افراد مجبور شوند شیر و کیک را در اسرع وقت بخورند.

خلاصه آبدارچی شرکت از این موضوع شاکی بود که برای هر کس باید شیرش را نی کند و بسته کیکش را باز کند و به دستش بدهد. همه این ها در حالی است که یک الزام ذهنی برای کارکنان قرار داده شده است که هیچ کس حق ندارد شیر را از محل شرکت خارج کند و خروج شیر مستوجب جریمه و ... است. حالا برای حل این معضل آخرین روش این بوده که آقای آبدارچی شیر را سوراخ کند و به دست کارگر بدهد! همه این چیزها در شرکتی اتفاق می افتد که ادعای مدیریت دارند و ....