آدم‌ها، سازمان‌ها و شركت‌ها براي كارهاي زيادي از مشاور بهره‌ مي‌گيرند. مشاور فردي است كه از خارج از سازمان مي‌آيد و مدتي را براي شناخت سازمان و مساله صرف مي‌كند و بعد راه حلي را براي حل مساله ارائه مي‌دهد. در طي مدتي كه در بازار كار بوده‌ام و بعضي وقت‌ها هم به عنوان مشاور سازمان‌ها كار كرده‌ام، هميشه يك معني از مشاور در ذهن من وجود دارد و كمتر مشاوري را هم ديده‌ام كه فراتر از اين باشد. مشاور مرا ياد رمان معروف و زيباي كيمياگر مي‌اندازد. آن جا كه قهرمان داستان براي تعبير خوابش به يك كولي كه تعبير خواب بلد است مراجعه مي‌كند. كولي شرط مي‌كند كه نصف گوسفندانش را مي‌گيرد و تعبير خوابش را مي‌گويد. قهرمان داستان هم آن‌ها را كه واقعا نيمي از دارايي‌اش بودند به كولي مي‌دهد و كولي در تعبير خواب، همان را كه قهرمان برايش تعريف كرده بود دوباره تعريف مي‌كند! هر چند ممكن است قدري مضحك به نظر برسد اما مشاوراني كه در ايران ديده‌ام معمولا كاري بيش از اين انجام نمي‌دهند و چيزي از فعاليت‌ آن‌ها عايد سازمان نمي‌شود. فقط همان دانسته‌هاي موجود در سازمان را كه از كاركنان سازمان دريافت كرده‌اند، تحويل كارفرما مي‌دهند و به نام مشاور نان مي‌خورند.